decolonial thought
فکرکردن پسامستعمرهای
decolonial project
پروژه پسامستعمرهای
decolonializing knowledge
دانشزدایی پسامستعمرهای
decolonial literature
ادبیات پسامستعمرهای
decolonial feminism
فمینیزم پسامستعمرهای
decolonially informed
آگاه پسامستعمرهای
decolonial approach
رویکرد پسامستعمرهای
decolonial space
فضای پسامستعمرهای
decolonial studies
مطالعات پسامستعمرهای
doing decolonial
انجام دادن پسامستعمرهای
the museum's new exhibit features a decolonial approach to history.
نمایگاه جدید موزه از رویکردی غیر استعماری در تاریخ برخوردار است.
scholars are advocating for a decolonial lens in analyzing global power dynamics.
محققان از منظر غیر استعماری برای تجزیه و تحلیل پویایی قدرت جهانی حمایت میکنند.
we need a decolonial reimagining of education systems worldwide.
ما به یک بازآفرینی غیر استعماری سیستمهای آموزشی در سراسر جهان نیاز داریم.
the movement calls for a decolonial dismantling of colonial narratives.
جنبش خواستار فروپاشی روایتهای استعماری از منظر غیر استعماری است.
her research focuses on decolonial methodologies in anthropology.
تحقیقات او بر روشهای غیر استعماری در مردمشناسی متمرکز است.
a decolonial critique challenges western-centric perspectives on development.
انتقاد غیر استعماری، دیدگاههای متمرکز بر غرب در مورد توسعه را به چالش میکشد.
the artist employed a decolonial aesthetic in their work.
هنرمند از زیباییشناسی غیر استعماری در آثار خود استفاده کرد.
it's crucial to engage in a decolonial conversation about cultural heritage.
شرایطی را فراهم میکند که در مورد میراث فرهنگی یک گفتگوی غیر استعماری داشته باشیم.
the university is implementing a decolonial curriculum reform.
دانشگاه در حال اجرای اصلاحات درسی غیر استعماری است.
this project aims to support decolonial knowledge production in the region.
این پروژه با هدف حمایت از تولید دانش غیر استعماری در این منطقه است.
we must foster a decolonial space for marginalized voices to be heard.
ما باید فضایی غیر استعماری برای شنیده شدن صدای گروههای حاشیهای ایجاد کنیم.
decolonial thought
فکرکردن پسامستعمرهای
decolonial project
پروژه پسامستعمرهای
decolonializing knowledge
دانشزدایی پسامستعمرهای
decolonial literature
ادبیات پسامستعمرهای
decolonial feminism
فمینیزم پسامستعمرهای
decolonially informed
آگاه پسامستعمرهای
decolonial approach
رویکرد پسامستعمرهای
decolonial space
فضای پسامستعمرهای
decolonial studies
مطالعات پسامستعمرهای
doing decolonial
انجام دادن پسامستعمرهای
the museum's new exhibit features a decolonial approach to history.
نمایگاه جدید موزه از رویکردی غیر استعماری در تاریخ برخوردار است.
scholars are advocating for a decolonial lens in analyzing global power dynamics.
محققان از منظر غیر استعماری برای تجزیه و تحلیل پویایی قدرت جهانی حمایت میکنند.
we need a decolonial reimagining of education systems worldwide.
ما به یک بازآفرینی غیر استعماری سیستمهای آموزشی در سراسر جهان نیاز داریم.
the movement calls for a decolonial dismantling of colonial narratives.
جنبش خواستار فروپاشی روایتهای استعماری از منظر غیر استعماری است.
her research focuses on decolonial methodologies in anthropology.
تحقیقات او بر روشهای غیر استعماری در مردمشناسی متمرکز است.
a decolonial critique challenges western-centric perspectives on development.
انتقاد غیر استعماری، دیدگاههای متمرکز بر غرب در مورد توسعه را به چالش میکشد.
the artist employed a decolonial aesthetic in their work.
هنرمند از زیباییشناسی غیر استعماری در آثار خود استفاده کرد.
it's crucial to engage in a decolonial conversation about cultural heritage.
شرایطی را فراهم میکند که در مورد میراث فرهنگی یک گفتگوی غیر استعماری داشته باشیم.
the university is implementing a decolonial curriculum reform.
دانشگاه در حال اجرای اصلاحات درسی غیر استعماری است.
this project aims to support decolonial knowledge production in the region.
این پروژه با هدف حمایت از تولید دانش غیر استعماری در این منطقه است.
we must foster a decolonial space for marginalized voices to be heard.
ما باید فضایی غیر استعماری برای شنیده شدن صدای گروههای حاشیهای ایجاد کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید