decolonized education
آموزش زد-استعماری
decolonized history
تاریخ زد-استعماری
decolonized thought
فکر زد-استعماری
decolonized identity
هویت زد-استعماری
decolonized practices
روشهای زد-استعماری
decolonized narratives
روایتهای زد-استعماری
decolonized art
هنر زد-استعماری
decolonized spaces
فضاهای زد-استعماری
decolonized frameworks
چارچوبهای زد-استعماری
decolonized methodologies
روششناسی زد-استعماری
many countries have decolonized their education systems.
بسیاری از کشورها سیستمهای آموزشی خود را از وابستگی زدوده اند.
the movement aimed to decolonized the cultural narrative.
جنبش هدف خود را اززدودن وابستگی از روایت فرهنگی داشت.
decolonized perspectives are essential in history classes.
دیدگاههای غیروابسته در کلاسهای تاریخ ضروری هستند.
she believes that art should be decolonized to reflect true diversity.
او معتقد است که هنر باید برای بازتاب تنوع واقعی از وابستگی رها شود.
decolonized frameworks can lead to more equitable policies.
چارچوبهای غیروابسته میتوانند منجر به سیاستهای منصفانهتر شوند.
activists are working to decolonized public spaces.
فعالها در تلاشند تا فضاهای عمومی را از وابستگی رها کنند.
the conference focused on decolonized approaches to environmental issues.
کنفرانس بر روی رویکردهای غیروابسته به مسائل زیست محیطی متمرکز بود.
decolonized research practices prioritize indigenous knowledge.
روشهای تحقیق غیروابسته، دانش بومی را در اولویت قرار میدهند.
we need to decolonized our understanding of global history.
ما باید درک خود از تاریخ جهانی را از وابستگی رها کنیم.
decolonized identities are reshaping modern societies.
هویتهای غیروابسته در حال بازتعریف جوامع مدرن هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید