decoloured

[ایالات متحده]/ˈdiːkʌləd/
[بریتانیا]/ˈdiːkəˌlɚd/

ترجمه

vt. رنگ را از چیزی برداشتن؛ سفید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

decoloured fabric

پارچه رنگ‌رفته

decoloured paint

رنگ از بین رفته

decoloured hair

موهای رنگ پریده

decoloured image

تصویر رنگ پریده

decoloured artwork

اثر هنری رنگ پریده

decoloured paper

کاغذ رنگ پریده

decoloured walls

دیوارهای رنگ پریده

decoloured clothes

لباس های رنگ پریده

decoloured flowers

گل های رنگ پریده

decoloured curtains

پرده های رنگ پریده

جملات نمونه

the fabric has decoloured due to exposure to sunlight.

پارچه به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید رنگ پریده است.

her artwork was decoloured after years of neglect.

تابلو نقاشی او پس از سال‌ها بی‌توجهی رنگ پریده بود.

the old photographs had decoloured over time.

عکس‌های قدیمی با گذشت زمان رنگ پریده بودند.

he noticed the paint on the walls had decoloured.

او متوجه شد که رنگ روی دیوارها رنگ پریده است.

the once vibrant dress is now decoloured.

آن لباسی که زمانی پر جنب و جوش بود اکنون رنگ پریده است.

decoloured leaves fell from the trees in autumn.

برگ‌های رنگ پریده از درختان در فصل پاییز می‌افتادند.

after washing, the shirt became decoloured.

پس از شستشو، پیراهن رنگ پریده شد.

the garden's flowers had decoloured in the harsh weather.

گل‌های باغ در هوای سخت رنگ پریده بودند.

some old books have decoloured pages.

برخی از کتاب‌های قدیمی صفحات رنگ پریده‌ای دارند.

the tapestry was decoloured after years of display.

پس از سال‌ها نمایش، گلیم رنگ پریده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید