decoloured fabric
پارچه رنگرفته
decoloured paint
رنگ از بین رفته
decoloured hair
موهای رنگ پریده
decoloured image
تصویر رنگ پریده
decoloured artwork
اثر هنری رنگ پریده
decoloured paper
کاغذ رنگ پریده
decoloured walls
دیوارهای رنگ پریده
decoloured clothes
لباس های رنگ پریده
decoloured flowers
گل های رنگ پریده
decoloured curtains
پرده های رنگ پریده
the fabric has decoloured due to exposure to sunlight.
پارچه به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید رنگ پریده است.
her artwork was decoloured after years of neglect.
تابلو نقاشی او پس از سالها بیتوجهی رنگ پریده بود.
the old photographs had decoloured over time.
عکسهای قدیمی با گذشت زمان رنگ پریده بودند.
he noticed the paint on the walls had decoloured.
او متوجه شد که رنگ روی دیوارها رنگ پریده است.
the once vibrant dress is now decoloured.
آن لباسی که زمانی پر جنب و جوش بود اکنون رنگ پریده است.
decoloured leaves fell from the trees in autumn.
برگهای رنگ پریده از درختان در فصل پاییز میافتادند.
after washing, the shirt became decoloured.
پس از شستشو، پیراهن رنگ پریده شد.
the garden's flowers had decoloured in the harsh weather.
گلهای باغ در هوای سخت رنگ پریده بودند.
some old books have decoloured pages.
برخی از کتابهای قدیمی صفحات رنگ پریدهای دارند.
the tapestry was decoloured after years of display.
پس از سالها نمایش، گلیم رنگ پریده شده بود.
decoloured fabric
پارچه رنگرفته
decoloured paint
رنگ از بین رفته
decoloured hair
موهای رنگ پریده
decoloured image
تصویر رنگ پریده
decoloured artwork
اثر هنری رنگ پریده
decoloured paper
کاغذ رنگ پریده
decoloured walls
دیوارهای رنگ پریده
decoloured clothes
لباس های رنگ پریده
decoloured flowers
گل های رنگ پریده
decoloured curtains
پرده های رنگ پریده
the fabric has decoloured due to exposure to sunlight.
پارچه به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید رنگ پریده است.
her artwork was decoloured after years of neglect.
تابلو نقاشی او پس از سالها بیتوجهی رنگ پریده بود.
the old photographs had decoloured over time.
عکسهای قدیمی با گذشت زمان رنگ پریده بودند.
he noticed the paint on the walls had decoloured.
او متوجه شد که رنگ روی دیوارها رنگ پریده است.
the once vibrant dress is now decoloured.
آن لباسی که زمانی پر جنب و جوش بود اکنون رنگ پریده است.
decoloured leaves fell from the trees in autumn.
برگهای رنگ پریده از درختان در فصل پاییز میافتادند.
after washing, the shirt became decoloured.
پس از شستشو، پیراهن رنگ پریده شد.
the garden's flowers had decoloured in the harsh weather.
گلهای باغ در هوای سخت رنگ پریده بودند.
some old books have decoloured pages.
برخی از کتابهای قدیمی صفحات رنگ پریدهای دارند.
the tapestry was decoloured after years of display.
پس از سالها نمایش، گلیم رنگ پریده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید