lightened

[ایالات متحده]/ˈlaɪtnd/
[بریتانیا]/ˈlaɪtnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. روشن‌تر کرد (چیزی را)؛ روشن‌تر شد

عبارات و ترکیب‌ها

lightened mood

حالهٔ روحی بهتر

lightened burden

بار سبک‌تر

lightened spirit

روحیهٔ بهتر

lightened load

بار سبک‌تر

lightened atmosphere

فضای بهتر

lightened heart

قلب شادتر

lightened face

چهره‌ای روشن‌تر

lightened thoughts

افکار روشن‌تر

lightened energy

انرژی بیشتر

lightened expression

عبارت چهرهٔ بهتر

جملات نمونه

the mood in the room lightened when she arrived.

فضای اتاق با ورود او روشن شد.

his jokes lightened the heavy atmosphere of the meeting.

شوخی‌های او فضای سنگین جلسه را تلطیف کرد.

after the news, her burden was lightened.

پس از دریافت خبر، بار او سبک شد.

the medication lightened his pain significantly.

دارو به طور قابل توجهی درد او را کاهش داد.

she lightened her workload by delegating tasks.

او با واگذاری وظایف، حجم کاری خود را کاهش داد.

the bright colors lightened up the entire room.

رنگ‌های روشن، کل اتاق را روشن کردند.

he felt lightened after sharing his worries.

او پس از به اشتراک گذاشتن نگرانی‌هایش احساس سبکی کرد.

the team lightened their spirits with a fun activity.

تیم با یک فعالیت سرگرم کننده، روحیه خود را افزایش داد.

she lightened her hair for the summer.

او برای تابستان موهایش را روشن کرد.

listening to music lightened his mood.

گوش دادن به موسیقی حال و هوای او را بهتر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید