decolouring agent
عامل از بین بردن رنگ
decolouring process
فرآیند از بین بردن رنگ
decolouring method
روش از بین بردن رنگ
decolouring solution
راه حل از بین بردن رنگ
decolouring reaction
واکنش از بین بردن رنگ
decolouring technique
تکنیک از بین بردن رنگ
decolouring effect
اثر از بین بردن رنگ
decolouring experiment
آزمایش از بین بردن رنگ
decolouring challenge
چالش از بین بردن رنگ
the decolouring process helps to restore the original shade of the fabric.
فرآیند از بین بردن رنگ به بازگرداندن رنگ اصلی پارچه کمک می کند.
after decolouring, the artwork revealed hidden details.
پس از از بین بردن رنگ، اثر هنری جزئیات پنهان را آشکار کرد.
decolouring agents are often used in textile industries.
عوامل از بین بردن رنگ اغلب در صنایع نساجی استفاده می شوند.
he noticed the decolouring of the leaves during autumn.
او متوجه تغییر رنگ برگ ها در فصل پاییز شد.
the decolouring effect can enhance the overall appearance of the product.
اثر از بین بردن رنگ می تواند ظاهر کلی محصول را بهبود بخشد.
she experimented with decolouring techniques in her art class.
او با تکنیک های از بین بردن رنگ در کلاس هنر خود آزمایش کرد.
decolouring can sometimes lead to unexpected results.
از بین بردن رنگ گاهی اوقات می تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.
the decolouring of the paint was a sign of age.
تغییر رنگ رنگ یک نشانه از قدمت بود.
she used a special solution for decolouring her hair.
او از یک محلول خاص برای از بین بردن رنگ موهای خود استفاده کرد.
environmental factors can accelerate the decolouring of materials.
عوامل محیطی می توانند سرعت از بین بردن رنگ مواد را تسریع کنند.
decolouring agent
عامل از بین بردن رنگ
decolouring process
فرآیند از بین بردن رنگ
decolouring method
روش از بین بردن رنگ
decolouring solution
راه حل از بین بردن رنگ
decolouring reaction
واکنش از بین بردن رنگ
decolouring technique
تکنیک از بین بردن رنگ
decolouring effect
اثر از بین بردن رنگ
decolouring experiment
آزمایش از بین بردن رنگ
decolouring challenge
چالش از بین بردن رنگ
the decolouring process helps to restore the original shade of the fabric.
فرآیند از بین بردن رنگ به بازگرداندن رنگ اصلی پارچه کمک می کند.
after decolouring, the artwork revealed hidden details.
پس از از بین بردن رنگ، اثر هنری جزئیات پنهان را آشکار کرد.
decolouring agents are often used in textile industries.
عوامل از بین بردن رنگ اغلب در صنایع نساجی استفاده می شوند.
he noticed the decolouring of the leaves during autumn.
او متوجه تغییر رنگ برگ ها در فصل پاییز شد.
the decolouring effect can enhance the overall appearance of the product.
اثر از بین بردن رنگ می تواند ظاهر کلی محصول را بهبود بخشد.
she experimented with decolouring techniques in her art class.
او با تکنیک های از بین بردن رنگ در کلاس هنر خود آزمایش کرد.
decolouring can sometimes lead to unexpected results.
از بین بردن رنگ گاهی اوقات می تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.
the decolouring of the paint was a sign of age.
تغییر رنگ رنگ یک نشانه از قدمت بود.
she used a special solution for decolouring her hair.
او از یک محلول خاص برای از بین بردن رنگ موهای خود استفاده کرد.
environmental factors can accelerate the decolouring of materials.
عوامل محیطی می توانند سرعت از بین بردن رنگ مواد را تسریع کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید