decongesting my nose
گشایش مجاری بینی
decongesting the airways
گشایش راههای هوایی
decongesting medication
داروی ضد احتقان
decongesting spray
اسپری ضد احتقان
decongesting steam
بخار برای رفع احتقان
decongesting sinuses
رفع گرفتگی سینوسها
decongesting rooms
تهویه اتاقها
decongesting naturally
رفع احتقان به طور طبیعی
decongesting after cold
رفع احتقان بعد از سرماخوردگی
i'm trying decongesting my nose with a saline spray.
من سعی می کنم با اسپری سالین بینی ام را از گرفتگی باز کنم.
the doctor recommended decongesting my sinuses with a neti pot.
پزشک توصیه کرد با استفاده از یک قطره بینی، سینوس هایم را از گرفتگی باز کنم.
decongesting the airways is crucial for those with asthma.
باز کردن مجاری تنفسی برای افراد مبتلا به آسم بسیار مهم است.
she found relief by decongesting her nasal passages.
او با باز کردن مجاری بینی خود، تسکین یافت.
he used a humidifier to help with decongesting the air.
او از یک دستگاه بخور برای کمک به از بین بردن گرفتگی هوا استفاده کرد.
decongesting medications can sometimes cause side effects.
داروهای از بین برنده گرفتگی گاهی اوقات می توانند عوارض جانبی ایجاد کنند.
steam inhalation is a natural way of decongesting.
استنشاق بخار یک راه طبیعی برای از بین بردن گرفتگی است.
the goal is decongesting the entire respiratory system.
هدف، از بین بردن کل سیستم تنفسی است.
regular exercise can help with decongesting the lungs.
ورزش منظم می تواند به از بین بردن گرفتگی ریه ها کمک کند.
he was decongesting his ears after flying.
او بعد از پرواز در حال از بین بردن گرفتگی گوش هایش بود.
decongesting the home with an air purifier is beneficial.
از بین بردن گرفتگی خانه با یک تصفیه کننده هوا مفید است.
decongesting my nose
گشایش مجاری بینی
decongesting the airways
گشایش راههای هوایی
decongesting medication
داروی ضد احتقان
decongesting spray
اسپری ضد احتقان
decongesting steam
بخار برای رفع احتقان
decongesting sinuses
رفع گرفتگی سینوسها
decongesting rooms
تهویه اتاقها
decongesting naturally
رفع احتقان به طور طبیعی
decongesting after cold
رفع احتقان بعد از سرماخوردگی
i'm trying decongesting my nose with a saline spray.
من سعی می کنم با اسپری سالین بینی ام را از گرفتگی باز کنم.
the doctor recommended decongesting my sinuses with a neti pot.
پزشک توصیه کرد با استفاده از یک قطره بینی، سینوس هایم را از گرفتگی باز کنم.
decongesting the airways is crucial for those with asthma.
باز کردن مجاری تنفسی برای افراد مبتلا به آسم بسیار مهم است.
she found relief by decongesting her nasal passages.
او با باز کردن مجاری بینی خود، تسکین یافت.
he used a humidifier to help with decongesting the air.
او از یک دستگاه بخور برای کمک به از بین بردن گرفتگی هوا استفاده کرد.
decongesting medications can sometimes cause side effects.
داروهای از بین برنده گرفتگی گاهی اوقات می توانند عوارض جانبی ایجاد کنند.
steam inhalation is a natural way of decongesting.
استنشاق بخار یک راه طبیعی برای از بین بردن گرفتگی است.
the goal is decongesting the entire respiratory system.
هدف، از بین بردن کل سیستم تنفسی است.
regular exercise can help with decongesting the lungs.
ورزش منظم می تواند به از بین بردن گرفتگی ریه ها کمک کند.
he was decongesting his ears after flying.
او بعد از پرواز در حال از بین بردن گرفتگی گوش هایش بود.
decongesting the home with an air purifier is beneficial.
از بین بردن گرفتگی خانه با یک تصفیه کننده هوا مفید است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید