decrypted

[ایالات متحده]/dɪˈkriːptɪd/
[بریتانیا]/dɪˈkriːptɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیام کدگذاری شده را ترجمه کرد; یک رمز را رمزگشایی کرد; توضیح داد

عبارات و ترکیب‌ها

decrypted message

پیام رمزگشایی شده

decrypted file

فایل رمزگشایی شده

decrypted data

اطلاعات رمزگشایی شده

decrypted password

رمز عبور رمزگشایی شده

decrypted content

محتوای رمزگشایی شده

decrypted information

اطلاعات رمزگشایی شده

decrypted signal

سیگنال رمزگشایی شده

decrypted archive

آرشیو رمزگشایی شده

decrypted communication

ارتباطات رمزگشایی شده

decrypted key

کلید رمزگشایی شده

جملات نمونه

the message was successfully decrypted.

پیام با موفقیت رمزگشایی شد.

she decrypted the file using a special key.

او فایل را با استفاده از یک کلید ویژه رمزگشایی کرد.

the encrypted data needs to be decrypted before use.

داده‌های رمزگذاری شده قبل از استفاده باید رمزگشایی شوند.

he decrypted the password and accessed the account.

او رمز عبور را رمزگشایی کرد و به حساب دسترسی داشت.

the software can decrypt various file formats.

این نرم‌افزار می‌تواند فرمت‌های مختلف فایل را رمزگشایی کند.

after being decrypted, the information was clear.

پس از رمزگشایی، اطلاعات واضح بود.

she quickly decrypted the message during the meeting.

او به سرعت پیام را در طول جلسه رمزگشایی کرد.

the system automatically decrypts incoming data.

سیستم به طور خودکار داده‌های ورودی را رمزگشایی می‌کند.

he struggled to decrypt the complex code.

او برای رمزگشایی کد پیچیده تلاش کرد.

once decrypted, the document revealed important information.

پس از رمزگشایی، سند اطلاعات مهمی را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید