dedicator

[ایالات متحده]/ˈdɛdɪkeɪtə/
[بریتانیا]/ˈdɛdɪkeɪtər/

ترجمه

n. فردی که چیزی را وقف می‌کند، مانند یک اثر هنری یا یک کمک مالی؛ فردی که خود را به یک هدف یا مقصود خاص اختصاص می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

dedicator of love

عاشق‌پیشه

dedicator to art

هنرپرور

dedicator of time

زمان‌بخش

dedicator of faith

ایمان‌بخش

dedicator of service

خدمت‌رسان

dedicator of effort

کوشش‌گر

dedicator of passion

شورشی

dedicator to duty

وظیفه‌مند

dedicator of resources

منابع‌بخش

dedicator of knowledge

دانش‌بخش

جملات نمونه

the dedicator of the book wrote a heartfelt message.

نویسنده کتاب پیامی صمیمانه نوشت.

as a dedicator, she always puts others before herself.

به عنوان یک وقف‌کننده، او همیشه دیگران را مقدم بر خود می‌داند.

the dedicator received praise for their selflessness.

وقف‌کننده به خاطر بی‌خودخواهی خود مورد تحسین قرار گرفت.

he is a dedicated dedicator to his community.

او وقف‌کننده‌ای متعهد به جامعه خود است.

the dedicator's efforts were recognized at the ceremony.

تلاش‌های وقف‌کننده در مراسم مورد توجه قرار گرفت.

being a dedicator means making sacrifices for others.

وقف‌کننده بودن به معنای فداکاری برای دیگران است.

the dedicator inspired many with their actions.

وقف‌کننده با اعمال خود الهام بخش بسیاری شد.

she was honored as a dedicator at the annual gala.

او به عنوان وقف‌کننده در گالا سالانه مورد تجلیل قرار گرفت.

the dedicator's legacy will live on through their work.

میراث وقف‌کننده از طریق کار آنها زنده خواهد ماند.

every dedicator deserves recognition for their contributions.

هر وقف‌کننده شایسته قدردانی برای کمک‌هایشان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید