| جمع | deedboxes |
deedbox service
سرویس deedbox
deedbox location
موقعیت deedbox
deedbox access
دسترسی به deedbox
deedbox submission
ارائه deedbox
deedbox collection
جمعآوری deedbox
deedbox management
مدیریت deedbox
deedbox security
امنیت deedbox
deedbox system
سیستم deedbox
deedbox features
ویژگیهای deedbox
deedbox agreement
توافقنامه deedbox
she placed her donation in the deedbox.
او کمکهای خود را در جعبه کمکهای داوطلبان قرار داد.
the community center has a deedbox for suggestions.
مرکز اجتماع یک جعبه کمکهای داوطلبان برای پیشنهادات دارد.
he checked the deedbox for any new messages.
او جعبه کمکهای داوطلبان را برای هر پیام جدید بررسی کرد.
they decided to use a deedbox for anonymous feedback.
آنها تصمیم گرفتند از یک جعبه کمکهای داوطلبان برای بازخورد ناشناس استفاده کنند.
the school installed a deedbox for charity donations.
مدرسه یک جعبه کمکهای داوطلبان برای کمکهای خیریه نصب کرد.
make sure to check the deedbox regularly.
مطمئن شوید که به طور منظم جعبه کمکهای داوطلبان را بررسی کنید.
the deedbox was overflowing with contributions.
جعبه کمکهای داوطلبان مملو از کمکها بود.
using a deedbox can encourage more participation.
استفاده از یک جعبه کمکهای داوطلبان میتواند مشارکت بیشتری را تشویق کند.
we need to empty the deedbox before the event.
ما باید جعبه کمکهای داوطلبان را قبل از رویداد خالی کنیم.
she designed a colorful deedbox for the fundraiser.
او یک جعبه کمکهای داوطلبان رنگارنگ برای جمعآوری کمکهای مالی طراحی کرد.
deedbox service
سرویس deedbox
deedbox location
موقعیت deedbox
deedbox access
دسترسی به deedbox
deedbox submission
ارائه deedbox
deedbox collection
جمعآوری deedbox
deedbox management
مدیریت deedbox
deedbox security
امنیت deedbox
deedbox system
سیستم deedbox
deedbox features
ویژگیهای deedbox
deedbox agreement
توافقنامه deedbox
she placed her donation in the deedbox.
او کمکهای خود را در جعبه کمکهای داوطلبان قرار داد.
the community center has a deedbox for suggestions.
مرکز اجتماع یک جعبه کمکهای داوطلبان برای پیشنهادات دارد.
he checked the deedbox for any new messages.
او جعبه کمکهای داوطلبان را برای هر پیام جدید بررسی کرد.
they decided to use a deedbox for anonymous feedback.
آنها تصمیم گرفتند از یک جعبه کمکهای داوطلبان برای بازخورد ناشناس استفاده کنند.
the school installed a deedbox for charity donations.
مدرسه یک جعبه کمکهای داوطلبان برای کمکهای خیریه نصب کرد.
make sure to check the deedbox regularly.
مطمئن شوید که به طور منظم جعبه کمکهای داوطلبان را بررسی کنید.
the deedbox was overflowing with contributions.
جعبه کمکهای داوطلبان مملو از کمکها بود.
using a deedbox can encourage more participation.
استفاده از یک جعبه کمکهای داوطلبان میتواند مشارکت بیشتری را تشویق کند.
we need to empty the deedbox before the event.
ما باید جعبه کمکهای داوطلبان را قبل از رویداد خالی کنیم.
she designed a colorful deedbox for the fundraiser.
او یک جعبه کمکهای داوطلبان رنگارنگ برای جمعآوری کمکهای مالی طراحی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید