deem

[ایالات متحده]/diːm/
[بریتانیا]/diːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. در نظر گرفتن، تصور کردن، باور داشتن
vi. فکر کردن، داشتن نظر
Word Forms
قسمت سوم فعلdeemed
شکل سوم شخص مفردdeems
زمان گذشتهdeemed
صفت یا فعل حال استمراریdeeming

عبارات و ترکیب‌ها

deem it necessary

آن را ضروری بدانیم

deem appropriate

آن را مناسب بدانیم

deem necessary

آن را ضروری بدانیم

deem fit

آن را مناسب ببینیم

deemed valuable

در نظر ارزشمند

جملات نمونه

Many people deem it important to exercise regularly.

بسیاری از مردم آن را مهم می‌دانند که به طور منظم ورزش کنند.

The committee will deem the project successful if it meets all the criteria.

کمیته پروژه را موفقیت‌آمیز خواهد دانست اگر تمام معیارها را برآورده کند.

She deemed it necessary to apologize for her mistake.

او آن را ضروری دانست که برای اشتباهش عذرخواهی کند.

The court will deem the evidence admissible in the trial.

دادگاه حکم خواهد کرد که شواهد در جریان محاکمه پذیرفته می‌شوند.

Many consider him to be the best candidate for the job, but I don't deem him suitable.

بسیاری او را بهترین گزینه برای این شغل می‌دانند، اما من او را مناسب نمی‌دانم.

The teacher deemed it appropriate to assign extra homework for the weekend.

معلم آن را مناسب دانست که برای آخر هفته تکالیف اضافی بدهد.

The company deems employee training as a top priority.

شرکت آموزش کارکنان را در اولویت بالایی می‌داند.

The government deems it necessary to implement new policies to address the issue.

دولت آن را ضروری می‌داند که سیاست‌های جدیدی را برای رسیدگی به این موضوع اجرا کند.

The manager deems it crucial to communicate effectively with the team.

مدیر آن را حیاتی می‌داند که به طور موثر با تیم ارتباط برقرار کند.

The professor deems critical thinking skills essential for academic success.

استاد مهارت‌های تفکر انتقادی را برای موفقیت تحصیلی ضروری می‌داند.

نمونه‌های واقعی

Even the term 'cringe' might someday be deemed 'cringe.'

حتی اصطلاح 'عزت‌زدگی' ممکن است روزی 'عزت‌زدگی' تلقی شود.

منبع: 2022 Celebrity High School Graduation Speech

How big of a threat do you deem that?

آن تهدید را تا چه حد جدی می‌دانید؟

منبع: NPR News April 2016 Collection

There are some who would not deem it wise.

برخی وجود دارند که آن را عاقلانه نمی‌دانند.

منبع: The Hobbit: An Unexpected Journey

I deem it an honor to serve you.

خدمت به شما افتخار است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Other areas deemed high-risk include subways and cinemas.

مناطقی که پرخطر تلقی می‌شوند، شامل متروها و سینماها هستند.

منبع: Selected English short passages

Was deemed a dead or living Tell!

به عنوان یک تل زنده یا مرده تلقی شد!

منبع: American Original Language Arts Volume 5

However this project was eventually deemed too expensive and also shelved.

با این حال، این پروژه در نهایت بیش از حد گران تلقی شد و کنار گذاشته شد.

منبع: Popular Science Essays

Don't set your goals by what other people deem important.

اهداف خود را بر اساس آنچه دیگران مهم می‌دانند، تعیین نکنید.

منبع: English II Text A Section B

" I deemed in prudent, " said the deeper-voiced goblin.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

But, some things are so bad that mainstream culture deems them unspeakable.

اما، برخی از مسائل آنقدر بد هستند که فرهنگ اصلی آنها را غیرقابل بیان تلقی می‌کند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید