deemed necessary
لازم الاجتهاد
deemed appropriate
مناسب ارزیابی شده
deemed acceptable
قابل قبول ارزیابی شده
deemed valid
معتبر ارزیابی شده
deemed irrelevant
غیر مرتبط ارزیابی شده
deemed unfit
ناسازگار ارزیابی شده
deemed unsafe
غیر ایمن ارزیابی شده
deemed important
مهم ارزیابی شده
deemed critical
حیاتی ارزیابی شده
the proposal was deemed unacceptable by the committee.
پیشنهاد توسط کمیته غیرقابل قبول تلقی شد.
she was deemed the best candidate for the job.
او بهترین گزینه برای این شغل تلقی شد.
the project was deemed a success after the evaluation.
پروژه پس از ارزیابی موفق تلقی شد.
his actions were deemed inappropriate for the occasion.
اقدامات او برای این مناسبت نامناسب تلقی شد.
the evidence was deemed insufficient for a conviction.
شواهد برای محکومیت کافی تلقی نشد.
the decision was deemed final and could not be appealed.
تصمیم نهایی تلقی شد و قابل تجدید نظر نبود.
the results were deemed reliable by the researchers.
نتایج توسط محققان قابل اعتماد تلقی شد.
her behavior was deemed exemplary by her peers.
رفتار او توسط همسالان قابل تحسین تلقی شد.
the findings were deemed significant in the field.
یافته ها در این زمینه مهم تلقی شد.
the policy was deemed necessary for public safety.
این سیاست برای ایمنی عمومی ضروری تلقی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید