deemed

[ایالات متحده]/diːmd/
[بریتانیا]/diːmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مشخصی در نظر گرفته شده یا ارزیابی شده

عبارات و ترکیب‌ها

deemed necessary

لازم الاجتهاد

deemed appropriate

مناسب ارزیابی شده

deemed acceptable

قابل قبول ارزیابی شده

deemed valid

معتبر ارزیابی شده

deemed irrelevant

غیر مرتبط ارزیابی شده

deemed unfit

ناسازگار ارزیابی شده

deemed unsafe

غیر ایمن ارزیابی شده

deemed important

مهم ارزیابی شده

deemed critical

حیاتی ارزیابی شده

جملات نمونه

the proposal was deemed unacceptable by the committee.

پیشنهاد توسط کمیته غیرقابل قبول تلقی شد.

she was deemed the best candidate for the job.

او بهترین گزینه برای این شغل تلقی شد.

the project was deemed a success after the evaluation.

پروژه پس از ارزیابی موفق تلقی شد.

his actions were deemed inappropriate for the occasion.

اقدامات او برای این مناسبت نامناسب تلقی شد.

the evidence was deemed insufficient for a conviction.

شواهد برای محکومیت کافی تلقی نشد.

the decision was deemed final and could not be appealed.

تصمیم نهایی تلقی شد و قابل تجدید نظر نبود.

the results were deemed reliable by the researchers.

نتایج توسط محققان قابل اعتماد تلقی شد.

her behavior was deemed exemplary by her peers.

رفتار او توسط همسالان قابل تحسین تلقی شد.

the findings were deemed significant in the field.

یافته ها در این زمینه مهم تلقی شد.

the policy was deemed necessary for public safety.

این سیاست برای ایمنی عمومی ضروری تلقی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید