deeming

[ایالات متحده]/ˈdiːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdiːmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در نظر گرفتن یا باور داشتن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

deeming it necessary

در نظر گرفتن آن ضروری

deeming it appropriate

در نظر گرفتن آن مناسب

deeming it acceptable

در نظر گرفتن آن قابل قبول

deeming it important

در نظر گرفتن آن مهم

deeming it valid

در نظر گرفتن آن معتبر

deeming it beneficial

در نظر گرفتن آن مفید

deeming it urgent

در نظر گرفتن آن فوری

deeming it wise

در نظر گرفتن آن عاقلانه

deeming it fitting

در نظر گرفتن آن مناسب

جملات نمونه

deeming it necessary, the committee decided to postpone the meeting.

با توجه به ضرورت، کمیته تصمیم گرفت جلسه را به تعویق اندازد.

she is deeming his actions as inappropriate for the occasion.

او اعمال او را نامناسب برای این مناسبت می‌داند.

deeming the project a success, the team celebrated their achievements.

با توجه به موفقیت‌آمیز بودن پروژه، تیم دستاوردهای خود را جشن گرفت.

the teacher is deeming the students' work to be of high quality.

معلم کار دانش‌آموزان را با کیفیت بالا می‌داند.

deeming it unwise, the manager rejected the proposal.

با توجه به اینکه غیرحکیمانه بود، مدیر پیشنهاد را رد کرد.

they are deeming the new policy as beneficial for the community.

آنها سیاست جدید را برای جامعه مفید می‌دانند.

deeming the evidence insufficient, the judge dismissed the case.

با توجه به اینکه شواهد کافی نبود، قاضی پرونده را رد کرد.

he is deeming the feedback from his peers as valuable.

او بازخورد از همکاران خود را ارزشمند می‌داند.

deeming her performance outstanding, the director offered her a promotion.

با توجه به اینکه عملکرد او برجسته بود، مدیر یک ارتقاء به او پیشنهاد داد.

deeming it a priority, the organization allocated more funds to the project.

با توجه به اینکه اولویت بود، سازمان بودجه بیشتری به پروژه اختصاص داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید