mutilated

[ایالات متحده]/ˈmjuːtɪleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈmjuːtəˌleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت آسیب رساندن به بدن؛ ناقص کردن با حذف بخش‌هایی؛ بدشکل کردن یا قطع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mutilated body

جسد متلاشی‌شده

mutilated remains

آثار متلاشی‌شده

mutilated victim

قربانی متلاشی‌شده

mutilated artwork

هنر متلاشی‌شده

mutilated animals

حیوانات متلاشی‌شده

mutilated evidence

شواهد متلاشی‌شده

mutilated documents

اسناد متلاشی‌شده

mutilated hands

دست‌های متلاشی‌شده

mutilated features

ویژگی‌های متلاشی‌شده

mutilated landscape

منظره متلاشی‌شده

جملات نمونه

the sculpture was found mutilated in the park.

مجسمه در پارک آسیب‌دیده و از بین رفته پیدا شد.

he felt mutilated after the harsh criticism.

او پس از انتقادات شدید احساس آسیب‌دیدگی و از بین رفتن کرد.

the book was mutilated by careless readers.

کتاب توسط خوانندگان بی‌احتیاط آسیب‌دیده و از بین رفته بود.

animals are often mutilated for illegal trade.

حیوانات اغلب برای تجارت غیرقانونی آسیب‌دیده و از بین می‌روند.

her reputation was mutilated by false rumors.

شهرت او توسط شایعات نادرست آسیب‌دیده و از بین رفت.

the evidence was mutilated before the investigation.

قبل از تحقیقات، مدارک آسیب‌دیده و از بین رفته بود.

he saw a mutilated body in the horror movie.

او یک جسد آسیب‌دیده و از بین رفته را در فیلم ترسناک دید.

the document was mutilated during the flood.

سند در هنگام سیل آسیب‌دیده و از بین رفت.

they discovered a mutilated painting in the attic.

آنها یک نقاشی آسیب‌دیده و از بین رفته را در زیرزمین کشف کردند.

the soldier's face was mutilated in battle.

چهره سرباز در جنگ آسیب‌دیده و از بین رفته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید