mutilated body
جسد متلاشیشده
mutilated remains
آثار متلاشیشده
mutilated victim
قربانی متلاشیشده
mutilated artwork
هنر متلاشیشده
mutilated animals
حیوانات متلاشیشده
mutilated evidence
شواهد متلاشیشده
mutilated documents
اسناد متلاشیشده
mutilated hands
دستهای متلاشیشده
mutilated features
ویژگیهای متلاشیشده
mutilated landscape
منظره متلاشیشده
the sculpture was found mutilated in the park.
مجسمه در پارک آسیبدیده و از بین رفته پیدا شد.
he felt mutilated after the harsh criticism.
او پس از انتقادات شدید احساس آسیبدیدگی و از بین رفتن کرد.
the book was mutilated by careless readers.
کتاب توسط خوانندگان بیاحتیاط آسیبدیده و از بین رفته بود.
animals are often mutilated for illegal trade.
حیوانات اغلب برای تجارت غیرقانونی آسیبدیده و از بین میروند.
her reputation was mutilated by false rumors.
شهرت او توسط شایعات نادرست آسیبدیده و از بین رفت.
the evidence was mutilated before the investigation.
قبل از تحقیقات، مدارک آسیبدیده و از بین رفته بود.
he saw a mutilated body in the horror movie.
او یک جسد آسیبدیده و از بین رفته را در فیلم ترسناک دید.
the document was mutilated during the flood.
سند در هنگام سیل آسیبدیده و از بین رفت.
they discovered a mutilated painting in the attic.
آنها یک نقاشی آسیبدیده و از بین رفته را در زیرزمین کشف کردند.
the soldier's face was mutilated in battle.
چهره سرباز در جنگ آسیبدیده و از بین رفته بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید