defalcations

[ایالات متحده]/ˌdiːfælˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌdiːfælˈkeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل اختلاس وجوه

عبارات و ترکیب‌ها

financial defalcations

کمبودهای مالی

defalcations investigation

بررسی تقلب‌ها

defalcations report

گزارش تقلب‌ها

defalcations cases

موارد تقلب

defalcations audit

بازرسی تقلب‌ها

defalcations recovery

بازیابی از تقلب

defalcations policy

سیاست تقلب

defalcations prevention

جلوگیری از تقلب

defalcations scheme

طرح تقلب

defalcations analysis

تجزیه و تحلیل تقلب

جملات نمونه

the accountant was fired due to defalcations in the financial reports.

به دلیل تقلب در گزارش‌های مالی، حسابدار اخراج شد.

defalcations can lead to serious legal consequences for the perpetrators.

تقلب می‌تواند منجر به عواقب قانونی جدی برای مقصران شود.

the company implemented strict measures to prevent defalcations.

شرکت اقداماتی سختگیرانه برای جلوگیری از تقلب انجام داد.

investigators uncovered a series of defalcations within the organization.

تحقیقات نشان داد که سری از تقلب در سازمان وجود دارد.

defalcations can severely damage a company's reputation.

تقلب می‌تواند به شدت به شهرت یک شرکت آسیب برساند.

the board of directors was shocked by the defalcations discovered during the audit.

هیئت مدیره از تقلب‌هایی که در طول ممیزی کشف شد، شوکه شد.

to combat defalcations, the organization increased its internal controls.

برای مقابله با تقلب، سازمان کنترل‌های داخلی خود را افزایش داد.

employees were trained on how to report suspected defalcations.

کارمندان در مورد نحوه گزارش تقلب مشکوک آموزش داده شدند.

the investigation revealed that defalcations had been occurring for years.

تحقیقات نشان داد که تقلب‌ها سال‌هاست که در حال وقوع است.

defalcations can undermine trust in financial institutions.

تقلب می‌تواند اعتماد به موسسات مالی را تضعیف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید