defaulted

[ایالات متحده]/dɪˈfɔːltɪd/
[بریتانیا]/dɪˈfɔltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عدم انجام یک تعهد یا وظیفه; عدم حضور در دادگاه هنگام احضار; ترک یک حق یا ادعا; نقض یک قرارداد یا توافق

عبارات و ترکیب‌ها

defaulted loan

وام پیش‌فرض

defaulted payment

پرداخت پیش‌فرض

defaulted account

حساب پیش‌فرض

defaulted borrower

وام‌گیرنده پیش‌فرض

defaulted contract

قرارداد پیش‌فرض

defaulted debt

بدهی پیش‌فرض

defaulted interest

بهره پیش‌فرض

defaulted obligation

تعهد پیش‌فرض

defaulted security

تامین پیش‌فرض

defaulted asset

دارایی پیش‌فرض

جملات نمونه

the borrower defaulted on the loan.

به‌پرداخت نرسیدن وام توسط وام‌گیرنده.

she defaulted on her credit card payments.

او در پرداخت‌های کارت اعتباری خود کوتاهی کرد.

the company defaulted due to financial difficulties.

شرکت به دلیل مشکلات مالی ورشکست شد.

if you defaulted, you might face legal action.

اگر به‌پرداخت نرسیدید، ممکن است با اقدامات قانونی مواجه شوید.

he defaulted on his obligations to the contract.

او در انجام تعهدات خود به قرارداد کوتاهی کرد.

the landlord defaulted on the lease agreement.

مالک در قرارداد اجاره کوتاهی کرد.

they defaulted on their promise to deliver on time.

آن‌ها در قول خود برای تحویل به موقع کوتاهی کردند.

the student defaulted on the tuition payment.

دانشجو در پرداخت شهریه کوتاهی کرد.

after he defaulted, his credit score dropped significantly.

پس از به‌پرداخت نرسیدن او، نمره اعتباری او به طور قابل توجهی کاهش یافت.

the government stepped in after many companies defaulted.

پس از ورشکستگی بسیاری از شرکت‌ها، دولت وارد عمل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید