defecates

[ایالات متحده]/ˈdɛfɪkeɪts/
[بریتانیا]/ˈdɛfɪkeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از بدن مدفوع دفع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

animal defecates

مدفوع حیوانات

defecates regularly

به طور منظم مدفوع می‌کند

defecates in public

در معرض دید عموم مدفوع می‌کند

defecates outdoors

در فضای باز مدفوع می‌کند

defecates quickly

به سرعت مدفوع می‌کند

defecates frequently

به طور مکرر مدفوع می‌کند

defecates properly

به درستی مدفوع می‌کند

defecates naturally

به طور طبیعی مدفوع می‌کند

defecates instinctively

به طور غریزی مدفوع می‌کند

defecates quietly

به آرامی مدفوع می‌کند

جملات نمونه

the dog defecates in the yard every morning.

سگ هر روز صبح در حیاط مدفوع می‌کند.

it is important that the cat defecates regularly.

مهم است که گربه به طور منظم مدفوع کند.

the baby defecates in his diaper.

نوزاد در پوشک خود مدفوع می‌کند.

he defecates outside when he is on a walk.

وقتی بیرون قدم می‌زند، در خارج از منزل مدفوع می‌کند.

the vet explained how often a dog defecates.

دامپزشک توضیح داد که سگ چقدر اغلب مدفوع می‌کند.

the horse defecates in the stable.

اسب در طویله مدفوع می‌کند.

she noticed her rabbit defecates a lot.

او متوجه شد که خرگوشش زیاد مدفوع می‌کند.

wild animals usually defecate in specific areas.

حیوانات وحشی معمولاً در مناطق خاص مدفوع می‌کنند.

he always makes sure his dog defecates before going home.

او همیشه قبل از رفتن به خانه مطمئن می‌شود که سگش مدفوع کرده است.

it’s essential for pets to defecate in a clean environment.

برای حیوانات خانگی ضروری است که در یک محیط تمیز مدفوع کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید