deferments

[ایالات متحده]/dɪˈfɜːmənts/
[بریتانیا]/dɪˈfɜrmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تأخیر یا به تعویق انداختن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

payment deferments

به تعویق انداختن پرداخت

loan deferments

به تعویق انداختن وام

tax deferments

به تعویق انداختن مالیات

deferments granted

به تعویق انداختن اعطا شده

student deferments

به تعویق انداختن دانشجویی

deferments allowed

به تعویق انداختن مجاز

deferments requested

به تعویق انداختن درخواست شده

automatic deferments

به تعویق انداختن خودکار

deferments policy

سیاست به تعویق انداختن

deferments process

فرآیند به تعویق انداختن

جملات نمونه

many students requested deferments for their exams.

بسیاری از دانشجویان درخواست تعویق امتحانات خود کردند.

deferments can help alleviate stress during busy periods.

تعویق‌ها می‌توانند به کاهش استرس در دوره‌های شلوغ کمک کنند.

the university allows deferments for military service.

دانشگاه اجازه می‌دهد دانشجویان برای خدمت نظامی درخواست تعویق دهند.

she applied for deferments due to personal reasons.

او به دلیل مشکلات شخصی برای تعویق درخواست داد.

financial deferments are available for eligible students.

تعویق‌های مالی برای دانشجویان واجد شرایط در دسترس است.

he was granted deferments for his student loans.

به او تعویق برای وام‌های دانشجویی‌اش اعطا شد.

the policy on deferments is outlined in the handbook.

سیاست تعویق‌ها در دفترچه راهنما توضیح داده شده است.

deferments can impact your academic progress.

تعویق‌ها می‌توانند بر پیشرفت تحصیلی شما تأثیر بگذارند.

some students prefer deferments over taking a leave of absence.

برخی از دانشجویان ترجیح می‌دهند به جای مرخصی، درخواست تعویق دهند.

understanding the rules around deferments is crucial.

درک قوانین مربوط به تعویق‌ها بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید