postponements

[ایالات متحده]/pəʊstˈpəʊnmənts/
[بریتانیا]/poʊstˈpoʊnmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تأخیر یا برنامه‌ریزی مجدد چیزی؛ رویدادها یا مسائلی که تأخیر داشته‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

frequent postponements

به تعویق‌های مکرر

unexpected postponements

به تعویق‌های غیرمنتظره

schedule postponements

به تعویق‌های زمان‌بندی‌شده

postponements announced

به تعویق‌های اعلام‌شده

postponements expected

به تعویق‌های مورد انتظار

postponements confirmed

به تعویق‌های تأییدشده

major postponements

به تعویق‌های عمده

postponements possible

به تعویق‌های احتمالی

postponements needed

به تعویق‌های مورد نیاز

postponements resolved

به تعویق‌های حل‌شده

جملات نمونه

frequent postponements can lead to frustration.

به تعویق‌های مکرر می‌تواند منجر به ناامیدی شود.

we need to discuss the reasons for the postponements.

ما باید دلایل به تعویق انداختن را مورد بحث قرار دهیم.

the project faced several postponements this year.

این پروژه امسال با چندین به تعویق افتادن مواجه شد.

postponements can disrupt the entire schedule.

به تعویق‌ها می‌توانند کل برنامه را مختل کنند.

due to unforeseen circumstances, there were multiple postponements.

به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده، چندین به تعویق افتادن وجود داشت.

he expressed concern over the constant postponements.

او نگرانی خود را در مورد به تعویق‌های مداوم ابراز کرد.

postponements of meetings can affect team morale.

به تعویق انداختن جلسات می‌تواند بر روحیه تیم تأثیر بگذارد.

they announced further postponements of the event.

آنها اعلام کردند که رویداد بیشتر به تعویق افتاده است.

we cannot afford any more postponements.

ما نمی‌توانیم تحمل به تعویق‌های بیشتری را داشته باشیم.

the postponements were communicated to all stakeholders.

به تعویق‌ها به همه ذینفعان اطلاع داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید