frequent postponements
به تعویقهای مکرر
unexpected postponements
به تعویقهای غیرمنتظره
schedule postponements
به تعویقهای زمانبندیشده
postponements announced
به تعویقهای اعلامشده
postponements expected
به تعویقهای مورد انتظار
postponements confirmed
به تعویقهای تأییدشده
major postponements
به تعویقهای عمده
postponements possible
به تعویقهای احتمالی
postponements needed
به تعویقهای مورد نیاز
postponements resolved
به تعویقهای حلشده
frequent postponements can lead to frustration.
به تعویقهای مکرر میتواند منجر به ناامیدی شود.
we need to discuss the reasons for the postponements.
ما باید دلایل به تعویق انداختن را مورد بحث قرار دهیم.
the project faced several postponements this year.
این پروژه امسال با چندین به تعویق افتادن مواجه شد.
postponements can disrupt the entire schedule.
به تعویقها میتوانند کل برنامه را مختل کنند.
due to unforeseen circumstances, there were multiple postponements.
به دلیل شرایط پیشبینی نشده، چندین به تعویق افتادن وجود داشت.
he expressed concern over the constant postponements.
او نگرانی خود را در مورد به تعویقهای مداوم ابراز کرد.
postponements of meetings can affect team morale.
به تعویق انداختن جلسات میتواند بر روحیه تیم تأثیر بگذارد.
they announced further postponements of the event.
آنها اعلام کردند که رویداد بیشتر به تعویق افتاده است.
we cannot afford any more postponements.
ما نمیتوانیم تحمل به تعویقهای بیشتری را داشته باشیم.
the postponements were communicated to all stakeholders.
به تعویقها به همه ذینفعان اطلاع داده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید