the disease progresses degeneratively, causing gradual loss of motor function.
بیماری به صورت تحلیلرونده پیشرفت میکند و باعث از دست رفتن تدریجی عملکرد حرکتی میشود.
his cognitive abilities declined degeneratively over the years.
تواناییهای شناختی او در طول سالها به صورت تحلیلرونده کاهش یافت.
the patient's condition worsened degeneratively despite treatment.
علاوه بر درمان، وضعیت بیمار به صورت تحلیلرونده بدتر شد.
the architectural structure deteriorated degeneratively due to neglect.
ساختار معماری به دلیل بیتوجهی به صورت تحلیلرونده تخریب شد.
her memory degeneratively faded as the illness advanced.
حافظه او با پیشرفت بیماری به صورت تحلیلرونده محو شد.
the software system degraded degeneratively without regular updates.
سیستم نرمافزاری بدون بهروزرسانی منظم به صورت تحلیلرونده افت کرد.
the economic situation degenerated degeneratively during the crisis.
وضعیت اقتصادی در طول بحران به صورت تحلیلرونده رو به زوال رفت.
his eyesight failed degeneratively with age.
بینایی او با افزایش سن به صورت تحلیلرونده ضعیف شد.
the soil quality deteriorated degeneratively from overuse.
کیفیت خاک به دلیل استفاده بیش از حد به صورت تحلیلرونده کاهش یافت.
the once-thriving company declined degeneratively under poor leadership.
شرکت پررونق قبلی تحت مدیریت ضعیف به صورت تحلیلرونده decline یافت.
the relationship between the two nations deteriorated degeneratively over time.
روابط بین دو کشور به مرور زمان به صورت تحلیلرونده تیره شد.
the patient's hearing degeneratively worsened throughout the months.
شنوایی بیمار در طول ماهها به صورت تحلیلرونده بدتر شد.
the building's foundation settled degeneratively, causing structural concerns.
فونداسیون ساختمان به صورت تحلیلرونده نشست کرد و باعث نگرانیهای سازهای شد.
his artistic skills declined degeneratively after the accident.
مهارتهای هنری او پس از حادثه به صورت تحلیلرونده کاهش یافت.
the disease progresses degeneratively, causing gradual loss of motor function.
بیماری به صورت تحلیلرونده پیشرفت میکند و باعث از دست رفتن تدریجی عملکرد حرکتی میشود.
his cognitive abilities declined degeneratively over the years.
تواناییهای شناختی او در طول سالها به صورت تحلیلرونده کاهش یافت.
the patient's condition worsened degeneratively despite treatment.
علاوه بر درمان، وضعیت بیمار به صورت تحلیلرونده بدتر شد.
the architectural structure deteriorated degeneratively due to neglect.
ساختار معماری به دلیل بیتوجهی به صورت تحلیلرونده تخریب شد.
her memory degeneratively faded as the illness advanced.
حافظه او با پیشرفت بیماری به صورت تحلیلرونده محو شد.
the software system degraded degeneratively without regular updates.
سیستم نرمافزاری بدون بهروزرسانی منظم به صورت تحلیلرونده افت کرد.
the economic situation degenerated degeneratively during the crisis.
وضعیت اقتصادی در طول بحران به صورت تحلیلرونده رو به زوال رفت.
his eyesight failed degeneratively with age.
بینایی او با افزایش سن به صورت تحلیلرونده ضعیف شد.
the soil quality deteriorated degeneratively from overuse.
کیفیت خاک به دلیل استفاده بیش از حد به صورت تحلیلرونده کاهش یافت.
the once-thriving company declined degeneratively under poor leadership.
شرکت پررونق قبلی تحت مدیریت ضعیف به صورت تحلیلرونده decline یافت.
the relationship between the two nations deteriorated degeneratively over time.
روابط بین دو کشور به مرور زمان به صورت تحلیلرونده تیره شد.
the patient's hearing degeneratively worsened throughout the months.
شنوایی بیمار در طول ماهها به صورت تحلیلرونده بدتر شد.
the building's foundation settled degeneratively, causing structural concerns.
فونداسیون ساختمان به صورت تحلیلرونده نشست کرد و باعث نگرانیهای سازهای شد.
his artistic skills declined degeneratively after the accident.
مهارتهای هنری او پس از حادثه به صورت تحلیلرونده کاهش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید