degreased

[ایالات متحده]/dɪˈɡriːst/
[بریتانیا]/dɪˈɡriːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای حذف چربی یا روغن از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

degreased parts

قطعات обезжирени

degreased surface

سطح обезжирени

degreased items

قطعات обезжирени

degreased equipment

تجهیزات обезжирени

degreased metal

فلز обезжирени

degreased oil

روغن обезжирени

degreased area

منطقه обезжирени

degreased tools

ابزارهای обезжирени

degreased cloth

پارچه обезжирени

جملات نمونه

the degreased parts were ready for assembly.

قطعات degreased آماده مونتاژ بودند.

make sure to use degreased oil for the machinery.

مطمئن شوید از روغن degreased برای ماشین آلات استفاده کنید.

the degreased metal was easier to paint.

فلز degreased راحت تر برای رنگ آمیزی بود.

degreased components improve the overall performance.

اجزای degreased عملکرد کلی را بهبود می بخشند.

she carefully degreased the engine before repairs.

او قبل از تعمیرات، موتور را با دقت degreased کرد.

degreased surfaces are essential for proper adhesion.

سطوح degreased برای چسبندگی مناسب ضروری هستند.

he bought a degreased cleaning solution for the kitchen.

او یک محلول تمیز کننده degreased برای آشپزخانه خرید.

degreased fabrics are better for dyeing.

پارچه های degreased برای رنگ آمیزی بهتر هستند.

they recommended degreased tools for the project.

آنها ابزارهای degreased را برای پروژه توصیه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید