deinstitutionalize care
کاهش نهادیسازی مراقبت
deinstitutionalize services
کاهش نهادیسازی خدمات
deinstitutionalize support
کاهش نهادیسازی پشتیبانی
deinstitutionalize programs
کاهش نهادیسازی برنامهها
deinstitutionalize facilities
کاهش نهادیسازی امکانات
deinstitutionalize practices
کاهش نهادیسازی روشها
deinstitutionalize models
کاهش نهادیسازی مدلها
deinstitutionalize housing
کاهش نهادیسازی مسکن
deinstitutionalize education
کاهش نهادیسازی آموزش
deinstitutionalize systems
کاهش نهادیسازی سیستمها
many countries are working to deinstitutionalize mental health care.
بسیاری از کشورها در تلاشند تا مراقبتهای بهداشتی روان را از حالت نهادی خارج کنند.
efforts to deinstitutionalize services have gained momentum in recent years.
تلاشها برای از بین بردن نهادی خدمات در سالهای اخیر سرعت گرفته است.
advocates argue that we must deinstitutionalize the care of vulnerable populations.
حمایتگران استدلال میکنند که ما باید مراقبت از جمعیتهای آسیبپذیر را از حالت نهادی خارج کنیم.
to deinstitutionalize effectively, we need community-based support systems.
برای از بین بردن نهادی به طور مؤثر، ما به سیستمهای حمایتی مبتنی بر جامعه نیاز داریم.
we must find ways to deinstitutionalize juvenile detention facilities.
ما باید راههایی برای از بین بردن نهادی مراکز نگهداری نوجوانان پیدا کنیم.
deinstitutionalize care
کاهش نهادیسازی مراقبت
deinstitutionalize services
کاهش نهادیسازی خدمات
deinstitutionalize support
کاهش نهادیسازی پشتیبانی
deinstitutionalize programs
کاهش نهادیسازی برنامهها
deinstitutionalize facilities
کاهش نهادیسازی امکانات
deinstitutionalize practices
کاهش نهادیسازی روشها
deinstitutionalize models
کاهش نهادیسازی مدلها
deinstitutionalize housing
کاهش نهادیسازی مسکن
deinstitutionalize education
کاهش نهادیسازی آموزش
deinstitutionalize systems
کاهش نهادیسازی سیستمها
many countries are working to deinstitutionalize mental health care.
بسیاری از کشورها در تلاشند تا مراقبتهای بهداشتی روان را از حالت نهادی خارج کنند.
efforts to deinstitutionalize services have gained momentum in recent years.
تلاشها برای از بین بردن نهادی خدمات در سالهای اخیر سرعت گرفته است.
advocates argue that we must deinstitutionalize the care of vulnerable populations.
حمایتگران استدلال میکنند که ما باید مراقبت از جمعیتهای آسیبپذیر را از حالت نهادی خارج کنیم.
to deinstitutionalize effectively, we need community-based support systems.
برای از بین بردن نهادی به طور مؤثر، ما به سیستمهای حمایتی مبتنی بر جامعه نیاز داریم.
we must find ways to deinstitutionalize juvenile detention facilities.
ما باید راههایی برای از بین بردن نهادی مراکز نگهداری نوجوانان پیدا کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید