deliquium

[ایالات متحده]/dɪˈlɪk.wi.əm/
[بریتانیا]/dɪˈlɪk.wi.əm/

ترجمه

n. از دست دادن هوشیاری؛ اختلال ذهنی؛ از دست دادن هوشیاری؛ اختلال ذهنی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

deliquium state

حالت زوال

deliquium point

نقطه زوال

deliquium process

فرآیند زوال

deliquium temperature

دمای زوال

deliquium phase

فاز زوال

deliquium reaction

واکنش زوال

deliquium mixture

مخلوط زوال

deliquium phenomenon

پدیده زوال

deliquium analysis

تجزیه و تحلیل زوال

deliquium method

روش زوال

جملات نمونه

his sudden deliquium shocked everyone in the room.

افت ناگهانی او باعث حیرت همه در اتاق شد.

the doctor explained that deliquium can occur due to dehydration.

پزشک توضیح داد که ضعف می‌تواند به دلیل کم آبی رخ دهد.

after the fainting spell, she experienced a brief deliquium.

پس از غش کردن، او دچار ضعف کوتاهی شد.

he was diagnosed with deliquium after the accident.

پس از حادثه، او به ضعف تشخیص داده شد.

the patient fell into a deliquium during the procedure.

بیمار در حین عمل جراحی دچار ضعف شد.

she was worried that her deliquium might be a sign of something serious.

او نگران بود که ضعفش ممکن است نشانه ای از یک مشکل جدی باشد.

deliquium can sometimes be a side effect of medication.

ضعف گاهی اوقات می‌تواند یک عارضه جانبی داروها باشد.

he recovered quickly from his deliquium and felt better.

او به سرعت از ضعف بهبود یافت و احساس بهتری کرد.

during the lecture, she experienced a moment of deliquium.

در طول سخنرانی، او لحظه‌ای دچار ضعف شد.

emergency services were called when he fell into a deliquium.

هنگامی که او دچار ضعف شد، خدمات اورژانس احضار شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید