demagogy

[ایالات متحده]/'deməɡɒɡɪ/
[بریتانیا]/'dɛmə,godʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استراتژی‌ها و رفتارهای یک تحریک‌کننده
Word Forms

جملات نمونه

The politician was known for his demagogy during the election campaign.

آن سیاستمدار به دلیل استفاده از مبالغه در طول کمپین انتخاباتی به استفاده از فریبکاری معروف بود.

The demagogue used demagogy to manipulate public opinion.

مبالغه‎گر برای دستکاری افکار عمومی از فریبکاری استفاده کرد.

Demagogy often involves appealing to people's emotions rather than logic.

فریبکاری اغلب شامل توسل به احساسات مردم به جای منطق می شود.

Critics accused the leader of using demagogy to incite violence.

منتقدان رهبر را به استفاده از فریبکاری برای تحریک خشونت متهم کردند.

The demagogue's demagogy stirred up controversy and division among the citizens.

فریبکاری آن مبالغه‎گر باعث جنجال و تفرقه در بین شهروندان شد.

Demagogy can be a dangerous tool in the hands of those seeking power.

فریبکاری می تواند ابزاری خطرناک در دست کسانی باشد که به دنبال قدرت هستند.

The demagogue's demagogy was aimed at exploiting people's fears and insecurities.

فریبکاری آن مبالغه‎گر با هدف بهره برداری از ترس ها و ناامنی های مردم بود.

Demagogy often involves oversimplifying complex issues to manipulate public opinion.

فریبکاری اغلب شامل ساده کردن مسائل پیچیده برای دستکاری افکار عمومی می شود.

The demagogue's demagogy was met with skepticism and criticism from the media.

فریبکاری آن مبالغه‎گر با شک و تردید و انتقاد از سوی رسانه ها روبرو شد.

Demagogy can be effective in rallying support but may have long-term negative consequences.

فریبکاری می تواند در جلب حمایت موثر باشد، اما ممکن است عواقب منفی بلندمدت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید