demarche

[ایالات متحده]/dɪˈmɑːʃ/
[بریتانیا]/dɪˈmɑːrʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره عمل یا سیاست; یک وسیله عمل
Word Forms
جمعdemarches

عبارات و ترکیب‌ها

strong demarche

دمارشی قوی

formal demarche

دمارشی رسمی

diplomatic demarche

دمارشی دیپلماتیک

joint demarche

دمارشی مشترک

verbal demarche

دمارشی کلامی

written demarche

دمارشی کتبی

urgent demarche

دمارشی فوری

unilateral demarche

دمارشی یک‌جانبه

public demarche

دمارشی علنی

informal demarche

دمارشی غیررسمی

جملات نمونه

the government issued a demarche to address the diplomatic concerns.

دولت یک یادداشت رسمی به منظور رسیدگی به نگرانی‌های دیپلماتیک صادر کرد.

after the incident, the ambassador delivered a strong demarche.

پس از حادثه، سفیر یک یادداشت رسمی قوی ارائه داد.

the country’s demarche was aimed at improving bilateral relations.

هدف از یادداشت رسمی کشور بهبود روابط دوجانبه بود.

in response to the violations, a formal demarche was made.

در پاسخ به نقض‌ها، یک یادداشت رسمی صادر شد.

the united nations issued a demarche regarding human rights violations.

سازمان ملل متحد یک یادداشت رسمی در مورد نقض حقوق بشر صادر کرد.

they planned to deliver a demarche to the foreign ministry.

آنها قصد داشتند یک یادداشت رسمی را به وزارت امور خارجه ارائه دهند.

the demarche highlighted the importance of diplomatic dialogue.

یادداشت رسمی بر اهمیت گفت‌وگوهای دیپلماتیک تاکید کرد.

officials discussed the implications of the recent demarche.

مسؤولان پیامدهای یادداشت رسمی اخیر را مورد بحث قرار دادند.

he was tasked with preparing the demarche for the summit.

وظیفه داشت او برای اجلاس، یادداشت رسمی را آماده کند.

the demarche was a clear signal of their discontent.

یادداشت رسمی نشانه‌ای آشکار از نارضایتی آنها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید