demergers

[ایالات متحده]/ˌdi'mɝdʒɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاتمه یک ادغام، انحلال یک شرکت ادغام شده.

جملات نمونه

InterContinental was formed from a demerger in 2003, just as the business emerged from the dotcom bust.

اینترکنتیننتال در سال 2003 از طریق تفکیک شرکت ایجاد شد، درست زمانی که کسب و کار از بحران نقطه چین بیرون آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید