demystifies

[ایالات متحده]/dɪˈmɪstɪfaɪz/
[بریتانیا]/dɪˈmɪstɪˌfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کمتر مرموز می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

demystifies science

از خودِ علم، پرده برمی‌دارد

demystifies technology

از خودِ فناوری، پرده برمی‌دارد

demystifies learning

از خودِ یادگیری، پرده برمی‌دارد

demystifies finance

از خودِ امور مالی، پرده برمی‌دارد

demystifies art

از خودِ هنر، پرده برمی‌دارد

demystifies culture

از خودِ فرهنگ، پرده برمی‌دارد

demystifies history

از خودِ تاریخ، پرده برمی‌دارد

demystifies language

از خودِ زبان، پرده برمی‌دارد

demystifies health

از خودِ سلامتی، پرده برمی‌دارد

demystifies psychology

از خودِ روانشناسی، پرده برمی‌دارد

جملات نمونه

she demystifies complex theories for her students.

او نظریه‌های پیچیده را برای دانشجویان خود آشکار می‌کند.

the book demystifies the process of scientific research.

این کتاب فرآیند تحقیقات علمی را آشکار می‌کند.

his lecture demystifies the art of negotiation.

سخنرانی او هنر مذاکره را آشکار می‌کند.

the documentary demystifies the lives of famous artists.

این مستند زندگی هنرمندان مشهور را آشکار می‌کند.

this guide demystifies the world of cryptocurrency.

این راهنما دنیای ارزهای دیجیتال را آشکار می‌کند.

the workshop demystifies the techniques of effective communication.

این کارگاه تکنیک‌های ارتباط موثر را آشکار می‌کند.

her blog demystifies the challenges of parenting.

این وبلاگ چالش‌های فرزندپروری را آشکار می‌کند.

the seminar demystifies the principles of sustainable living.

این سمینار اصول زندگی پایدار را آشکار می‌کند.

the article demystifies the concept of artificial intelligence.

این مقاله مفهوم هوش مصنوعی را آشکار می‌کند.

the course demystifies the fundamentals of coding.

این دوره اصول اولیه برنامه‌نویسی را آشکار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید