denationalisation

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈneɪʃənəlɪzˈeɪʃən]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈneɪʃənəlɪˈzeɪʃən]/

ترجمه

n. فرایند بازگرداندن ملک یا کسب و کارها از مالکیت دولتی به خصوصی؛ عمل حذف ویژگی‌های ملی یا وابستگی‌های ملی
v. حذف ویژگی‌های ملی یا وابستگی‌های ملی از؛ بازگرداندن ملک یا کسب و کارها از مالکیت دولتی به خصوصی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

denationalisation process

فرآیند غیرملی شدن

facilitating denationalisation

تسهیل غیرملی شدن

denationalisation efforts

تلاش‌های غیرملی شدن

post-denationalisation period

دوره پس از غیرملی شدن

denationalisation policy

سیاست غیرملی شدن

undergoing denationalisation

در حال غیرملی شدن

denationalisation scheme

طرح غیرملی شدن

completed denationalisation

غیرملی شدن به پایان رسیده

denationalisation risks

ریسک‌های غیرملی شدن

جملات نمونه

the proposed policy aims to reverse the denationalisation of key industries.

سیاست پیشنهادی به منظور معکوس کردن دِناشیونالیزاسیون صنایع کلیدی است.

concerns were raised about the potential consequences of denationalisation on public services.

ملاحظاتی درباره عواقب محتمل دِناشیونالیزاسیون بر خدمات عمومی مطرح شد.

the government initiated a program of denationalisation in the 1990s to stimulate economic growth.

دولت در دهه 1990 یک برنامه دِناشیونالیزاسیون را آغاز کرد تا رشد اقتصادی را تحریک کند.

critics argued that denationalisation led to job losses and reduced worker protections.

انتقادات می‌گویند که دِناشیونالیزاسیون منجر به از دست دادن شغل‌ها و کاهش حفاظت‌های کارگر شد.

the denationalisation process involved selling state-owned assets to private investors.

فرآیند دِناشیونالیزاسیون شامل فروش دارایی‌های دولتی به سرمایه‌گذاران خصوصی بود.

a key debate revolves around the efficiency gains versus the social costs of denationalisation.

یک بحث کلیدی حول کسب بهره‌های کارایی در مقابل هزینه‌های اجتماعی دِناشیونالیزاسیون می‌چرخد.

the rapid denationalisation of railways sparked widespread public debate.

دِناشیونالیزاسیون سریع راه‌آهن‌ها بحث گسترده‌ای در جامعه ایجاد کرد.

the long-term effects of denationalisation remain a subject of ongoing research.

اثرات بلندمدت دِناشیونالیزاسیون هنوز موضوع تحقیقات ادامه‌دار است.

following denationalisation, the company experienced significant restructuring.

پس از دِناشیونالیزاسیون، شرکت تغییر ساختار چشمگیری را تجربه کرد.

the government's decision on denationalisation was met with mixed reactions.

تصمیم دولت درباره دِناشیونالیزاسیون با واکنش‌های مختلط مواجه شد.

the denationalisation of telecommunications created new market opportunities.

دِناشیونالیزاسیون ارتباطات فرصت‌های بازار جدیدی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید