deniable evidence
اثبات قابل انکار
deniable truth
حقیقت قابل انکار
deniable claim
ادعای قابل انکار
deniable actions
اقدامات قابل انکار
deniable guilt
گناه قابل انکار
deniable offense
جرایم قابل انکار
deniable mistake
اشتباه قابل انکار
deniable involvement
درگیری قابل انکار
deniable relationship
ارتباط قابل انکار
deniable responsibility
مسئولیت قابل انکار
the evidence was clear and deniable.
شواهد واضح و انکارپذیر بود.
her involvement in the project is deniable.
درگیر شدن او در پروژه قابل انکار است.
it’s a deniable fact that he was present.
این یک واقعیت انکارپذیر است که او حضور داشت.
there are deniable reasons for her decision.
دلایل انکارپذیر برای تصمیم او وجود دارد.
his alibi was weak and easily deniable.
مدعای او ضعیف و به راحتی قابل انکار بود.
they provided deniable proof of their claims.
آنها ادعای خود را با مدرک انکارپذیر ارائه کردند.
the benefits of the program are deniable.
مزایای برنامه قابل انکار است.
she made a deniable mistake in her calculations.
او در محاسبات خود اشتباه انکارپذیر مرتکب شد.
his denial was almost deniable in nature.
انکار او تقریباً به نوعی قابل انکار بود.
it is a deniable truth that change is necessary.
این یک حقیقت انکارپذیر است که تغییر ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید