deniable

[ایالات متحده]/dɪˈnaɪəbl/
[بریتانیا]/dɪˈnaɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل انکار یا مورد بحث قرار گرفتنی

عبارات و ترکیب‌ها

deniable evidence

اثبات قابل انکار

deniable truth

حقیقت قابل انکار

deniable claim

ادعای قابل انکار

deniable actions

اقدامات قابل انکار

deniable guilt

گناه قابل انکار

deniable offense

جرایم قابل انکار

deniable mistake

اشتباه قابل انکار

deniable involvement

درگیری قابل انکار

deniable relationship

ارتباط قابل انکار

deniable responsibility

مسئولیت قابل انکار

جملات نمونه

the evidence was clear and deniable.

شواهد واضح و انکارپذیر بود.

her involvement in the project is deniable.

درگیر شدن او در پروژه قابل انکار است.

it’s a deniable fact that he was present.

این یک واقعیت انکارپذیر است که او حضور داشت.

there are deniable reasons for her decision.

دلایل انکارپذیر برای تصمیم او وجود دارد.

his alibi was weak and easily deniable.

مدعای او ضعیف و به راحتی قابل انکار بود.

they provided deniable proof of their claims.

آنها ادعای خود را با مدرک انکارپذیر ارائه کردند.

the benefits of the program are deniable.

مزایای برنامه قابل انکار است.

she made a deniable mistake in her calculations.

او در محاسبات خود اشتباه انکارپذیر مرتکب شد.

his denial was almost deniable in nature.

انکار او تقریباً به نوعی قابل انکار بود.

it is a deniable truth that change is necessary.

این یک حقیقت انکارپذیر است که تغییر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید