densifies

[ایالات متحده]/ˈdɛn.sɪ.faɪz/
[بریتانیا]/dɛnˈsɪ.faɪz/

ترجمه

vt. برای متراکم‌تر کردن؛ برای افزایش چگالی

عبارات و ترکیب‌ها

densifies materials

تراکم مواد

densifies soil

تراکم خاک

densifies structure

تراکم ساختار

densifies particles

تراکم ذرات

densifies process

تراکم فرآیند

densifies mixture

تراکم مخلوط

densifies foam

تراکم فوم

densifies surface

تراکم سطح

densifies composite

تراکم کامپوزیت

densifies layer

تراکم لایه

جملات نمونه

the fog densifies as night falls.

مهتابی با پایین آمدن شب غلیظ می‌شود.

the material densifies under high pressure.

مواد تحت فشار زیاد متراکم می شود.

as the forest densifies, wildlife thrives.

همانطور که جنگل متراکم تر می شود، حیات وحش شکوفا می شود.

the city densifies with new buildings.

شهر با ساختمان های جدید متراکم می شود.

the atmosphere densifies during the storm.

در طول طوفان، جو متراکم می شود.

as the mixture cools, it densifies.

همانطور که مخلوط خنک می شود، متراکم می شود.

the data densifies as more information is added.

همانطور که اطلاعات بیشتری اضافه می شود، داده ها متراکم می شود.

the crowd densifies as the concert starts.

همانطور که کنسرت شروع می شود، جمعیت متراکم می شود.

the gel densifies when refrigerated.

وقتی خنک می شود، ژل متراکم می شود.

the fog densifies in the early morning.

مهتابی در اوایل صبح غلیظ می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید