dilates

[ایالات متحده]/dɪˈleɪts/
[بریتانیا]/dɪˈleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بزرگتر یا عریض‌تر کردن؛ گسترش دادن؛ توضیح دادن

عبارات و ترکیب‌ها

dilates pupils

به گشاد شدن مردمک

dilates blood vessels

به گشاد شدن رگ‌های خونی

heart dilates

گشاد شدن قلب

muscle dilates

گشاد شدن عضله

dilates during exercise

در حین ورزش گشاد می‌شود

dilates in heat

در گرما گشاد می‌شود

dilates with light

با نور گشاد می‌شود

airway dilates

گشاد شدن راه هوایی

vessel dilates

گشاد شدن رگ

dilates rapidly

به سرعت گشاد می‌شود

جملات نمونه

the pupil dilates in low light conditions.

شاگرد در شرایط نور کم منبسط می‌شود.

when excited, the body dilates blood vessels.

هنگامی که هیجان زده، بدن رگ‌های خونی را منبسط می‌کند.

the doctor said the eye dilates during the examination.

دکتر گفت که چشم در طول معاینه منبسط می‌شود.

exercise can cause the heart to dilate.

ورزش ممکن است باعث انبساط قلب شود.

the medication helps to dilate the airways.

دارو به انبساط راه هوایی کمک می‌کند.

stress can cause the pupils to dilate.

استرس می‌تواند باعث انبساط مردمک چشم شود.

during surgery, the surgeon dilates the incision.

در طول جراحی، جراح برش را منبسط می‌کند.

heat can cause the muscles to dilate.

گرما می‌تواند باعث انبساط عضلات شود.

the bright light made her pupils dilate.

نور شدید باعث انبساط مردمک چشم او شد.

the therapist uses techniques to dilate the blood vessels.

درمانگر از تکنیک‌هایی برای انبساط رگ‌های خونی استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید