denuded

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عاری از پوشش
v. برهنه کردن؛ محروم کردن از.

جملات نمونه

The land was denuded of vegetation.

زمین از پوشش گیاهی تهی شده بود.

almost overnight the Arctic was denuded of animals.

تقریباً یک شبه، قطب شمال از حیوانات تهی شد.

Construction began only after the tract had been denuded of trees.

ساخت و ساز تنها پس از این که زمین از درختان پاک شده بود آغاز شد.

Denuded by the Indochina movement, the core of the palaeohigh has no cap rocks like the J4 gyprock.

به دلیل جنبش ایندوچینا، هسته پالاوهیغ فاقد سنگ‌های پوششی مانند سنگ‌های جی 4 جی‌پرک است.

The denuded forest was a result of deforestation.

جنگل تهی شده نتیجه جنگل‌زدایی بود.

The denuded landscape showed the impact of erosion.

مناظر تهی شده نشان دهنده اثر فرسایش بود.

The denuded hills were barren and devoid of vegetation.

تپه‌های تهی شده، غیر حاصلخیز و عاری از پوشش گیاهی بودند.

The denuded beach was littered with debris.

ساحل تهی شده با زباله ها پوشیده شده بود.

The denuded mountains were a stark reminder of the mining activities.

کوه های تهی شده یادآور فعالیت های معدنی بودند.

The denuded field needed to be reseeded for cultivation.

زمین تهی شده برای کشت نیاز به کاشت مجدد داشت.

The denuded tree trunks stood as a testament to the logging industry.

تنه درختان تهی شده گوازی بر صنعت قطع درختان بود.

The denuded riverbanks were susceptible to erosion.

حاشیه های رودخانه تهی شده در برابر فرسایش آسیب پذیر بودند.

The denuded hillside was vulnerable to landslides.

شیب تپه تهی شده در برابر رانش زمین آسیب پذیر بود.

The denuded coastline was a result of coastal development.

خط ساحلی تهی شده نتیجه توسعه ساحلی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید