departements

[ایالات متحده]//dɪˈpɑːtmənts//
[بریتانیا]//dɪˈpɑːrtmənts//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقسیمات اداری (در زمینه فرانسه)

جملات نمونه

france is divided into 101 departements, each with its own prefecture.

فرانسه به ۱۰۱ دپارتمان تقسیم شده است، هر کدام دارای یک پرفسور خاص می‌باشند.

many french departements have experienced significant population growth in recent years.

بسیاری از دپارتمان‌های فرانسه در سال‌های اخیر رشد جمعیت معنی‌داری را تجربه کرده‌اند.

the departements d'outre-mer are integral parts of the french republic.

دپارتمان‌های اوتر مور بخش‌های اساسی جمهوری فرانسه هستند.

each departement has an elected council that makes important local decisions.

هر دپارتمان یک شورای انتخابی دارد که تصمیمات محلی مهمی را می‌گیرد.

the annual budget of each departement must be approved by regional authorities.

بودجه سالیانه هر دپارتمان باید توسط مراجع منطقه‌ای تأیید شود.

some departements are renowned for their exceptional wines and culinary traditions.

برخی دپارتمان‌ها به خاطر شامپاگن‌های بی‌بدیل و سنت‌های گذشته‌ای که دارند معروف هستند.

rural departements have seen an increase in tourist visits during the summer months.

دپارتمان‌های روستایی در ماه‌های تابستانی با افزایش بازدید گردشگران مواجه شده‌اند.

the climate differs considerably between coastal and inland departements.

این که آب و هوا بین دپارتمان‌های ساحلی و داخلی متفاوت است، تفاوت زیادی دارد.

every departement maintains its own unique cultural identity and local customs.

هر دپارتمان هویت فرهنگی منحصر به فرد و روش‌های محلی خود را حفظ می‌کند.

major cities typically serve as the administrative capitals of their respective departements.

شهرهای بزرگ معمولاً به عنوان پایتخت‌های اداری دپارتمان‌های خود عمل می‌کنند.

the departement system has been a cornerstone of french administration since 1790.

سیستم دپارتمان‌ها از سال ۱۷۹۰ یکی از اساس‌های اداره فرانسه بوده است.

several departements border the mediterranean sea and the atlantic ocean.

چند دپارتمان در کرانه دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس قرار دارند.

the prefect represents the national government within each departement.

پرفسور در هر دپارتمان حکومت ملی را نمایندگی می‌کند.

transportation infrastructure varies greatly between wealthy and poorer departements.

بنیاد‌های حمل و نقل بین دپارتمان‌های ثروتمند و فقیر به طور چشمگیری متفاوت است.

primary and secondary education is largely administered at the departement level.

آموزش ابتدایی و متوسطه به طور گسترده‌ای در سطح دپارتمان‌ها اداره می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید