deponing

[ایالات متحده]/dɪˈpəʊnɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈpoʊnɪŋ/

ترجمه

vt. قسم خوردن یا شهادت دادن\nvi. بیانیه قسم خورده‌ای دادن

عبارات و ترکیب‌ها

deponing witness

شهادت‌دهنده

deponing statement

اظهارات

deponing officer

مسئول

deponing party

طرف

deponing process

فرآیند

deponing attorney

وکیل

deponing evidence

شهادت

deponing procedure

روش

deponing facts

حقایق

deponing format

قالب

جملات نمونه

he is deponing in front of the court tomorrow.

او فردا در مقابل دادگاه شهادت خواهد داد.

she spent hours deponing her statement.

او ساعت‌ها برای شهادت دادن درباره اظهارات خود وقت صرف کرد.

the lawyer advised him to be careful while deponing.

وکیل به او توصیه کرد در حین شهادت دادن مراقب باشد.

deponing under oath is a serious matter.

شهادت تحت سوگند یک موضوع جدی است.

they are deponing witnesses for the trial.

آنها برای محاکمه شاهدان را شهادت می‌دهند.

deponing can be a stressful experience.

شهادت دادن می‌تواند یک تجربه استرس‌زا باشد.

he will be deponing about the events of that night.

او درباره وقایع آن شب شهادت خواهد داد.

she was nervous while deponing her testimony.

او در حین شهادت دادن درباره شهادت خود عصبی بود.

the process of deponing can take several hours.

فرآیند شهادت دادن می‌تواند چندین ساعت طول بکشد.

deponing accurately is crucial for the case.

شهادت دادن دقیق برای پرونده بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید