depositories

[ایالات متحده]/dɪˈpɒzɪtəriz/
[بریتانیا]/dɪˈpɑːzɪtɔːriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که اشیاء در آنجا ذخیره یا سپرده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

data depositories

مخازن داده

financial depositories

مخازن مالی

public depositories

مخازن عمومی

secure depositories

مخازن امن

digital depositories

مخازن دیجیتال

repository depositories

مخازن مخزن

official depositories

مخازن رسمی

central depositories

مخازن مرکزی

data storage depositories

مخازن ذخیره داده

resource depositories

مخازن منابع

جملات نمونه

the company has several depositories for its important documents.

شرکت دارای چندین مخزن برای اسناد مهم خود است.

many universities serve as depositories of historical archives.

بسیاری از دانشگاه‌ها به عنوان مخزن آرشیوهای تاریخی عمل می‌کنند.

depositories can offer secure storage for valuable assets.

مخازن می‌توانند فضای امنی برای ذخیره دارایی‌های با ارزش ارائه دهند.

investors often use depositories to manage their securities.

سرمایه‌گذاران اغلب از مخازن برای مدیریت اوراق بهادار خود استفاده می‌کنند.

the library acts as a depository for rare books.

کتابخانه به عنوان مخزنی برای کتاب‌های کمیاب عمل می‌کند.

digital depositories are becoming increasingly popular.

مخازن دیجیتال به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شوند.

some countries have national depositories for cultural heritage.

برخی از کشورها دارای مخازن ملی برای میراث فرهنگی هستند.

depositories play a crucial role in the financial system.

مخازن نقش مهمی در سیستم مالی ایفا می‌کنند.

art depositories help preserve and protect artworks.

مخازن هنری به حفظ و محافظت از آثار هنری کمک می‌کنند.

many organizations rely on depositories for data storage.

سازمان‌های زیادی برای ذخیره‌سازی داده‌ها به مخازن متکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید