depraving

[ایالات متحده]/dɪˈpreɪvɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈpreɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بدکردن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

depraving influence

اثرات مخرب

depraving effects

اثرات مخرب

depraving society

جامعه‌ي فاسد

depraving thoughts

افکار فاسد

depraving behavior

رفتار فاسد

depraving habits

عادت‌های فاسد

depraving actions

اقدامات فاسد

depraving culture

فرهنگ فاسد

depraving media

رسانه‌های فاسد

depraving forces

نیروهای مخرب

جملات نمونه

the depraving influence of bad company can lead to poor choices.

تاثیرات مخرب معاشرت با افراد نادرست می‌تواند منجر به انتخاب‌های نامناسب شود.

his depraving habits were a concern for his family.

عادات مخرب او نگران کننده خانواده‌اش بود.

many believe that media can have a depraving effect on youth.

بسیاری معتقدند که رسانه ها می‌توانند تأثیر مخربی بر جوانان داشته باشند.

the novel explores themes of depraving desires and moral decay.

این رمان به بررسی مضامین هوس های مخرب و فروپاشی اخلاقی می پردازد.

she worried that his new friends were depraving his character.

او نگران بود که دوستان جدیدش شخصیت او را فاسد می‌کنند.

depraving thoughts can lead to destructive behaviors.

افکار مخرب می‌توانند منجر به رفتارهای مخرب شوند.

the film depicts the depraving effects of greed.

این فیلم اثرات مخرب طمع را به تصویر می‌کشد.

he fought against the depraving nature of addiction.

او با طبیعت مخرب اعتیاد مبارزه کرد.

they warned against the depraving power of unchecked ambition.

آنها در مورد قدرت مخرب جاه طلبی بی حد و حصر هشدار دادند.

depraving influences can often be subtle and hard to detect.

تاثیرات مخرب اغلب می توانند ظریف و تشخیص آنها دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید