perverting

[ایالات متحده]/pəˈvɜːtɪŋ/
[بریتانیا]/pərˈvɜrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوء استفاده کردن یا فاسد کردن; به انحراف کشیدن یا تنزل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

perverting justice

تحریف عدالت

perverting truth

تحریف حقیقت

perverting language

تحریف زبان

perverting morals

تحریف اخلاق

perverting purpose

تحریف هدف

perverting power

تحریف قدرت

perverting process

تحریف روند

perverting nature

تحریف طبیعت

perverting ideals

تحریف آرمان‌ها

perverting facts

تحریف واقعیت‌ها

جملات نمونه

he accused her of perverting the truth.

او متهم کرد که او حقیقت را تحریف کرده است.

they claimed the media was perverting public opinion.

آنها ادعا کردند که رسانه ها در حال تحریف افکار عمومی هستند.

perverting justice is a serious crime.

تحریف عدالت یک جرم جدی است.

she felt that his actions were perverting their friendship.

او احساس کرد که اقدامات او دوستی آنها را تحریف می کند.

the novel explores themes of perverting innocence.

رمان مضامین تحریف معصومیت را بررسی می کند.

he was warned against perverting his responsibilities.

او در مورد تحریف مسئولیت های خود هشدار داده شد.

perverting the course of justice can lead to severe penalties.

تحریف روند عدالت می تواند منجر به مجازات های شدید شود.

they argued that the law was being perverted for political gain.

آنها استدلال کردند که قانون برای کسب سود سیاسی تحریف می شود.

his obsession with power was perverting his morals.

وسواس او با قدرت اخلاق او را تحریف می کرد.

perverting the message of the campaign could harm its success.

تحریف پیام کمپین می تواند به موفقیت آن آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید