depute

[ایالات متحده]/dɪˈpjuːt/
[بریتانیا]/dɪˈpjuːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. واگذار کردن; مجاز کردن; به عنوان نماینده تعیین کردن.
Word Forms
زمان گذشتهdeputed
قسمت سوم فعلdeputed
جمعdeputes
شکل سوم شخص مفردdeputes
صفت یا فعل حال استمراریdeputing

عبارات و ترکیب‌ها

depute authority

تفویض اختیار

depute a task

تفویض یک وظیفه

جملات نمونه

he was deputed to bring the affair to the cognizance of the court.

او مأمور شد تا موضوع را به اطلاع دادگاه برساند.

I have deputed the accounts to John.

من حساب‌ها را به جان محول کرده‌ام.

Norman and I were deputed for the unpleasant task.

نورمن و من برای انجام وظیفه ناخوشایند انتخاب شدیم.

she was deputed to look after him while Clarissa was away.

او مسئول مراقبت از او در غیاب کلاریسا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید