deputes

[ایالات متحده]/ˈdɛpjuːts/
[بریتانیا]/ˈdɛpjuːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی (کار، اختیار و غیره) واگذار کردن؛ به کسی اختیار عمل یا سخن گفتن به نمایندگی از خود دادن

عبارات و ترکیب‌ها

deputes authority

تفویض اختیار

deputes role

نقش تفویضی

deputes powers

اختیارات تفویضی

deputes duties

وظایف تفویضی

deputes responsibilities

مسئولیت‌های تفویضی

deputes functions

توابع تفویضی

deputes decisions

تصمیمات تفویضی

deputes tasks

وظایف تفویضی

deputes agreements

توافقات تفویضی

deputes meetings

جلسات تفویضی

جملات نمونه

he often deputes tasks to his team members.

او اغلب وظایف را به اعضای تیم خود محول می‌کند.

the manager deputes responsibilities to ensure efficiency.

مدیر مسئولیت‌ها را برای اطمینان از کارایی محول می‌کند.

she deputes her assistant to handle the meeting.

او دستیار خود را برای مدیریت جلسه محول می‌کند.

the board deputes a committee to investigate the issue.

هیئت‌مدیره کمیته‌ای را برای بررسی موضوع محول می‌کند.

he deputes authority to his deputy during his absence.

او در غیاب خود قدرت را به معاون خود محول می‌کند.

the principal deputes teachers to supervise the event.

مدیر مدرسه معلمان را برای نظارت بر رویداد محول می‌کند.

the project leader deputes specific roles to each member.

رهبر پروژه نقش‌های خاص را به هر یک از اعضا محول می‌کند.

she often deputes her colleagues to attend conferences.

او اغلب همکاران خود را برای شرکت در کنفرانس‌ها محول می‌کند.

during the busy season, he deputes more staff to assist.

در فصل شلوغ، او کارکنان بیشتری را برای کمک محول می‌کند.

the organization deputes volunteers to help the community.

سازمان داوطلبان را برای کمک به جامعه محول می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید