deputized

[ایالات متحده]/ˈdɛpjʊˌtaɪzd/
[بریتانیا]/ˈdɛp.juˌtaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی deputize

عبارات و ترکیب‌ها

deputized officer

مقامات نیابتی

deputized authority

اختیارات نیابتی

deputized personnel

پرسنل نیابتی

deputized role

نقش نیابتی

deputized position

موقعیت نیابتی

deputized powers

قدرت‌های نیابتی

deputized function

وظیفه نیابتی

deputized capacity

ظرفیت نیابتی

deputized status

وضعیت نیابتی

deputized team

تیم نیابتی

جملات نمونه

the officer was deputized to handle the investigation.

افسر برای رسیدگی به تحقیقات تعیین شد.

she was deputized to represent the team at the meeting.

او برای نمایندگی از تیم در جلسه تعیین شد.

after the election, he was deputized as the new mayor.

پس از انتخابات، او به عنوان شهردار جدید تعیین شد.

the sheriff deputized several volunteers for crowd control.

معاون پلیس چندین داوطلب را برای کنترل جمعیت تعیین کرد.

they were deputized to assist with the community event.

آنها برای کمک به برگزاری رویداد محلی تعیین شدند.

the governor has the power to have officials deputized.

استاندار این قدرت را دارد که مقامات را تعیین کند.

he was deputized to enforce the new regulations.

او برای اجرای مقررات جدید تعیین شد.

during the emergency, many were deputized to help.

در طول بحران، بسیاری برای کمک رسانی تعیین شدند.

the committee decided to have members deputized for outreach.

کمیته تصمیم گرفت اعضا را برای ارتباطات عمومی تعیین کند.

the city council has the authority to have officials deputized.

شورای شهر این اختیار را دارد که مقامات را تعیین کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید