descaled kettle
کتل رسوبزدایی شده
descaled water
آب رسوبزدایی شده
descaled appliance
وسایل رسوبزدایی شده
descaled shower
دوش رسوبزدایی شده
descaled pipes
لوله های رسوب زدایی شده
descaled surface
سطح رسوب زدایی شده
descaled machine
دستگاه رسوب زدایی شده
descaled system
سیستم رسوب زدایی شده
descaled unit
واحد رسوب زدایی شده
descaled equipment
تجهیزات رسوب زدایی شده
the kettle was descaled to improve its efficiency.
کتلی رسوبزدایی شد تا کارایی آن بهبود یابد.
make sure to have your coffee machine descaled regularly.
مطمئن شوید که دستگاه قهوه ساز خود را به طور منظم رسوبزدایی کنید.
descaled water helps to prevent limescale build-up.
آب رسوبزدایی به جلوگیری از تجمع رسوبات کمک میکند.
after descaled, the showerhead worked perfectly.
پس از رسوبزدایی، دوش به خوبی کار میکرد.
the technician descaled the pipes to improve water flow.
تکنسین لولهها را رسوبزدایی کرد تا جریان آب بهبود یابد.
she descaled the iron to ensure it heated evenly.
او اتو را رسوبزدایی کرد تا اطمینان حاصل شود که به طور یکنواخت گرم میشود.
descaled appliances last longer and perform better.
وسایل رسوبزدایی عمر طولانیتری دارند و بهتر کار میکنند.
descaled tanks are essential for maintaining fish health.
تانکهای رسوبزدایی برای حفظ سلامت ماهیها ضروری هستند.
it's important to follow the instructions when descaled your appliances.
هنگام رسوبزدایی وسایل خود، پیروی از دستورالعملها مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید