descant

[ایالات متحده]/'deskænt/
[بریتانیا]/'dɛskænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش بالایی در موسیقی پلی‌فونیک، بخش آواز بالاتر.
شکل‌های واژه
قسمت سوم فعلdescanted
زمان گذشتهdescanted
شکل سوم شخص مفردdescants
صفت یا فعل حال استمراریdescanting
جمعdescants

عبارات و ترکیب‌ها

sing a descant

اجرای یک دیسکانت

melodic descant

دیسکانت ملودیک

جملات نمونه

his descant of deprivation.

حسرت او در این مورد

I have descanted on this subject before.

من قبلاً در مورد این موضوع صحبت کرده ام.

to sing or play a descant

آهنگ یا نواختن یک آواز فرعی

She sang a descant to the main melody.

او یک آواز فرعی برای ملودی اصلی خواند.

The descant added a beautiful harmony to the song.

آواز فرعی هارمونی زیبایی به آهنگ اضافه کرد.

The descant part in the choir requires a skilled singer.

قسمت آواز فرعی در گروه کر به یک خواننده ماهر نیاز دارد.

The descant soared above the rest of the voices.

آواز فرعی بالاتر از صدای بقیه آوازها پرواز کرد.

The descant provided a new perspective on the music piece.

آواز فرعی دیدگاه جدیدی در مورد قطعه موسیقی ارائه داد.

The descant line intertwined with the main melody beautifully.

خط آواز فرعی به زیبایی با ملودی اصلی در هم تنید.

The descant added depth and complexity to the musical composition.

آواز فرعی عمق و پیچیدگی به آهنگ اضافه کرد.

The descant in the opera showcased the soprano's vocal range.

آواز فرعی در اپرا توانایی های صدای سوپرانو را نشان داد.

The descant echoed hauntingly through the concert hall.

آواز فرعی به طور وهم‌آوری در تالار کنسرت طنین‌انداز شد.

She was known for her ability to perform intricate descants.

او به توانایی او در اجرای آوازهای فرعی پیچیده معروف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید