desgrange

[ایالات متحده]/deɪˈɡrɑːnʒ/
[بریتانیا]/deɪˈɡrɑːnʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دس‌گرانژ (اسم خاص)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

desgrange rapidly

پارسی_ترجمه

situation undesgranged

پارسی_ترجمه

desgrange completely

پارسی_ترجمه

undesgranged state

پارسی_ترجمه

desgranged quickly

پارسی_ترجمه

the undesgrange

پارسی_ترجمه

desgrange steadily

پارسی_ترجمه

undesgranged outcome

پارسی_ترجمه

جملات نمونه

the politician's actions brought shame to the entire nation.

عمل‌های سیاستمدار به کل کشور افتضاحی آورد.

his behavior was a complete disgrace to his family.

رفتار او به خانواده‌اش افتضاحی کامل بود.

the scandal caused a national disgrace.

این اسکاندال باعث افتضاحی ملی شد.

it was an absolute disgrace to witness such corruption.

گاهی افتضاحی کامل بود که چنین فسادی را شاهد می‌شد.

the athlete's actions brought great disgrace to the sport.

عمل‌های ورزشکار به ورزش افتضاحی بزرگی آورد.

their decision led to a serious disgrace for the company.

تصمیم‌شان باعث افتضاحی جدی برای شرکت شد.

the disgrace was evident in his sudden downfall.

افتضاح در سقوط ناگهانی‌اش آشکار بود.

many people felt the disgrace of the situation deeply.

بسیاری از افراد به افتضاح این وضعیت به شدت احساس می‌کردند.

the report revealed a major disgrace in the system.

گزارش یک افتضاح بزرگ در سیستم را آشکار کرد.

they tried to cover up the personal disgrace.

آن‌ها سعی کردند افتضاح شخصی را پنهان کنند.

the incident caused widespread disgrace among citizens.

این واقعه باعث افتضاح گسترده‌ای در میان شهروندان شد.

his resignation was due to the mounting disgrace.

استعفا‌اش به دلیل افزایش افتضاح بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید