desorbing

[ایالات متحده]/dɪˈsɔːbɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈsɔrbɪŋ/

ترجمه

vt. آزاد کردن آنچه جذب شده است؛ حذف از جذب

عبارات و ترکیب‌ها

desorbing process

فرآیند دسوربرینگ

desorbing agent

عامل دسوربرینگ

desorbing phase

فاز دسوربرینگ

desorbing temperature

دمای دسوربرینگ

desorbing mechanism

مکانیزم دسوربرینگ

desorbing capacity

ظرفیت دسوربرینگ

desorbing kinetics

کینتیک دسوربرینگ

desorbing conditions

شرایط دسوربرینگ

desorbing efficiency

راندمان دسوربرینگ

desorbing rate

نرخ دسوربرینگ

جملات نمونه

the process of desorbing the gas was carefully monitored.

فرآیند جدا شدن گاز به دقت مورد نظارت قرار گرفت.

desorbing contaminants from the surface is crucial for cleaning.

جدا کردن مواد آلاینده از سطح برای تمیز کردن بسیار مهم است.

they focused on desorbing the chemicals effectively.

آنها بر جداسازی مؤثر مواد شیمیایی تمرکز کردند.

the desorbing process requires precise temperature control.

فرآیند جداسازی نیاز به کنترل دقیق دما دارد.

desorbing the solvent can improve the recovery rate.

جدا کردن حلال می‌تواند نرخ بازیابی را بهبود بخشد.

we are studying the factors that influence desorbing rates.

ما عواملی را که بر نرخ‌های جداسازی تأثیر می‌گذارند، مطالعه می‌کنیم.

desorbing materials from the substrate is challenging.

جدا کردن مواد از زیرلایه چالش برانگیز است.

the team is desorbing samples for analysis.

تیم در حال جدا کردن نمونه‌ها برای تجزیه و تحلیل است.

they developed a new method for desorbing pollutants.

آنها یک روش جدید برای جدا کردن آلاینده‌ها توسعه دادند.

desorbing gases can help in environmental remediation.

جدا کردن گازها می‌تواند به اصلاح محیط زیست کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید