unbinding

[ایالات متحده]/[ʌnˈbaɪ.ɪŋ]/
[بریتانیا]/[ʌnˈbaɪ.ɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزاد کردن از یک محدودیت یا قید؛ باز کردن یا از بین بردن یک بست یا اتصال
n. عمل آزاد کردن از یک محدودیت یا قید؛ عمل باز کردن یا از بین بردن یک بست یا اتصال

عبارات و ترکیب‌ها

unbinding contract

ابطال قرارداد

unbinding agreement

ابطال توافق

unbinding force

نیروی بازدارنده

unbinding oneself

آزادی بخشیدن به خود

unbinding ties

گسستن ارتباطات

unbinding laws

ابطال قوانین

unbinding ritual

آیین باطل کردن

unbinding spell

طلسم باطل کننده

unbinding influence

تاثیر باطل کننده

unbinding process

فرآیند باطل کردن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید