despisings

[ایالات متحده]/dɪ'spaɪzɪŋz/
[بریتانیا]/dɪ'spaɪzɪŋz/

ترجمه

vt. به تحقیر یا تمسخر نگریستن

عبارات و ترکیب‌ها

despisings of fools

تمسخرهاى احمقانه

despisings of truth

تمسخرهاى حقیقت

despisings of authority

تمسخرهاى قدرت

despisings of norms

تمسخرهاى هنجارها

despisings of tradition

تمسخرهاى سنت

despisings of kindness

تمسخرهاى مهربانى

despisings of wisdom

تمسخرهاى خرد

despisings of culture

تمسخرهاى فرهنگ

despisings of effort

تمسخرهاى تلاش

despisings of beauty

تمسخرهاى زیبایى

جملات نمونه

his despisings of authority often got him into trouble.

اظهارات تحقیرآمیز او نسبت به قدرت اغلب او را در دردسر می‌انداخت.

she expressed her despisings for the unfair treatment of workers.

او اظهارات تحقیرآمیز خود را در مورد رفتار ناعادلانه با کارگران ابراز کرد.

the despisings shown by the critics were unwarranted.

اظهارات تحقیرآمیز نشان داده شده توسط منتقدان غیرضروری بود.

his despisings of traditional values alienated many friends.

اظهارات تحقیرآمیز او نسبت به ارزش‌های سنتی بسیاری از دوستان را از او دور کرد.

she couldn't hide her despisings for the superficial lifestyle.

او نمی‌توانست تحقیر خود را نسبت به سبک زندگی سطحی پنهان کند.

the despisings of the team were evident after the loss.

تحقیر تیم پس از شکست آشکار بود.

his despisings of their efforts were hurtful.

تحقیر او از تلاش‌های آنها آسیب‌رسان بود.

she wrote an article about the despisings faced by minorities.

او مقاله‌ای در مورد تحقیرهایی که اقلیت‌ها با آن مواجه هستند نوشت.

despisings from her peers made her feel isolated.

تحقیر از سوی همسالان او باعث شد احساس انزوا کند.

his despisings of the project led to its eventual failure.

تحقیر او از پروژه منجر به شکست نهایی آن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید