despots

[ایالات متحده]/ˈdɛspɒts/
[بریتانیا]/ˈdɛspɑts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیکتاتورها یا حکام مطلق

عبارات و ترکیب‌ها

tyrannical despots

حاکمان مستبد

cruel despots

حاکمان ستمگر

oppressive despots

حاکمان مستبد

notorious despots

حاکمان بدنام

ruthless despots

حاکمان بی‌رحم

powerful despots

حاکمان قدرتمند

despotic rulers

حاکمان مستبد

failed despots

حاکمان ناکارآمد

ancient despots

حاکمان باستانی

modern despots

حاکمان مدرن

جملات نمونه

despots often rule through fear and intimidation.

حاکمان مستبد اغلب از طریق ترس و ارعاب حکومت می‌کنند.

many despots have faced international condemnation for their actions.

بسیاری از مستبدان به دلیل اقدامات خود با محکومیت بین‌المللی مواجه شده‌اند.

despots tend to suppress dissent and limit freedom of speech.

مستبدان معمولاً به سرکوب مخالفت و محدود کردن آزادی بیان تمایل دارند.

throughout history, despots have been overthrown by revolutions.

در طول تاریخ، مستبدان توسط انقلاب‌ها سرنگون شده‌اند.

despots often surround themselves with loyal supporters to maintain power.

مستبدان اغلب خود را با حامیان وفادار احاطه می‌کنند تا قدرت خود را حفظ کنند.

citizens under despots often live in fear of persecution.

شهروندان تحت حکومت مستبدان اغلب از ترس آزار و اذیت زندگی می‌کنند.

despots may use propaganda to manipulate public perception.

مستبدان ممکن است از پروپاگاندا برای دستکاری درک عمومی استفاده کنند.

resistance movements often arise in response to despots.

جنبش‌های مقاومت اغلب در پاسخ به مستبدان ظهور می‌کنند.

despots can create a culture of fear that stifles creativity.

مستبدان می‌توانند فرهنگ ترس ایجاد کنند که خلاقیت را سرکوب می‌کند.

some despots disguise their authoritarianism as benevolence.

برخی از مستبدان خودکامسی خود را به عنوان نیک‌خواهی پنهان می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید