ravaging

[ایالات متحده]/ˈrævɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrævɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نابود کردن یا ایجاد آسیب شدید؛ ویرانگر یا تخریب کننده؛ غارت کردن یا چپاول کردن؛ دزدی یا غارت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ravaging storm

طوفان ویرانگر

ravaging fire

آتش ویرانگر

ravaging disease

بیماری ویرانگر

ravaging war

جنگ ویرانگر

ravaging flood

سیل ویرانگر

ravaging hunger

گرسنگی ویرانگر

ravaging winds

وزش باد ویرانگر

ravaging plague

طاعون ویرانگر

ravaging earthquake

زلزله ویرانگر

ravaging violence

خشونت ویرانگر

جملات نمونه

the storm is ravaging the coastal towns.

طوفان شهرک‌های ساحلی را ویران می‌کند.

wildfires are ravaging the forest.

آتش‌سوزی جنگل را ویران می‌کند.

the disease is ravaging the population.

بیماری جمعیت را ویران می‌کند.

years of neglect are ravaging the building.

سال‌ها بی‌توجهی ساختمان را ویران می‌کند.

poverty is ravaging many communities.

فقر بسیاری از جوامع را ویران می‌کند.

the flood is ravaging the farmland.

سیلزارع را ویران می‌کند.

ravaging winds knocked down power lines.

وزش شدید باد خطوط برق را قطع کرد.

conflict is ravaging the country.

درگیری‌ها کشور را ویران می‌کند.

ravaging waves crashed against the cliffs.

امواج ویرانکننده به صخره‌ها برخورد کردند.

the invasion is ravaging the local culture.

تهاجم فرهنگ محلی را ویران می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید