detemporalization

[ایالات متحده]/[diːˌtempərələˈzeɪʃən]/
[بریتانیا]/[diːˌtempərələˈzeɪʃən]/

ترجمه

v. (نادر) حذف عناصر زمانی از چیزی؛ باعث شدن چیزی به حالتی که از زمان مستقل باشد
n. فرآیند حذف یا حذف کردن جنبه‌های زمانی یا مبتنی بر زمان از چیزی؛ حالت بودن آزاد از محدودیت‌های یا محدودیت‌های زمانی
phil. (فیلوزوفی) مفهوم فیلوزوفی از فراتر رفتن یا انکار درک زمان

عبارات و ترکیب‌ها

detemporalization theory

نظریه دیتایم‌سازی

radical detemporalization

دیتایم‌سازی رادیکال

detemporalization methods

روش‌های دیتایم‌سازی

detemporalization process

فرآیند دیتایم‌سازی

complete detemporalization

دیتایم‌سازی کامل

the detemporalization

دیتایم‌سازی

detemporalization studies

مطالعات دیتایم‌سازی

جملات نمونه

historical detemporalization allows scholars to analyze patterns across different eras.

دستکاری زمانی تاریخی به دانشمندان اجازه می‌دهد تا الگوها را در طول دوره‌های مختلف تحلیل کنند.

modern technology has accelerated the detemporalization of communication.

فناوری‌های مدرن باعث تسریع دستکاری زمانی ارتباطات شده‌اند.

the detemporalization process in digital archiving preserves information for future generations.

فرآیند دستکاری زمانی در نگهداری دیجیتال، اطلاعات را برای نسل‌های آینده حفظ می‌کند.

some philosophers argue that detemporalization of experience leads to a unified consciousness.

برخی فیلسوفان می‌گویند که دستکاری زمانی تجربه منجر به یک آگاهی یکپارچه می‌شود.

the detemporalization of cultural memories helps communities maintain their identity.

دستکاری زمانی یادگارهای فرهنگی به جوامع کمک می‌کند تا هویت خود را حفظ کنند.

in physics, the detemporalization of certain phenomena challenges our understanding of time.

در فیزیک، دستکاری زمانی برخی پدیده‌ها درک ما از زمان را چالش می‌پذیرد.

the detemporalization of art reflects how contemporary artists reinterpret classic themes.

دستکاری زمانی هنر نشان‌دهنده آن است که چگونه هنرمندان معاصر موضوعات کلاسیک را بازخوانی می‌کنند.

education systems are undergoing detemporalization through online learning platforms.

سیستم‌های آموزشی از طریق پلتفرم‌های یادگیری آنلاین دستکاری زمانی می‌شوند.

the detemporalization of language shows how words evolve across centuries.

دستکاری زمانی زبان نشان می‌دهد که چگونه کلمات در طول قرن‌ها تکامل یافته‌اند.

the novel's detemporalization of narrative creates a timeless quality.

دستکاری زمانی داستان در این رمان باعث ایجاد یک کیفیت بی‌زمان می‌شود.

medical detemporalization improves patient care across generations.

دستکاری زمانی در پزشکی به بهبود مراقبت از بیماران در طول نسل‌ها کمک می‌کند.

the detemporalization of myths demonstrates their enduring relevance.

دستکاری زمانی افسانه‌ها نشان‌دهنده پایبندی مداوم آن‌ها به اهمیت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید