deterging

[ایالات متحده]/dɪˈtɜːdʒɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈtɜrdʒɪŋ/

ترجمه

vt. تمیز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deterging agent

عامل شوینده

deterging solution

محلول شوینده

deterging process

فرآیند شویندگی

deterging action

عمل شوینده

deterging method

روش شویندگی

deterging product

محصول شوینده

deterging technique

تکنیک شویندگی

deterging equipment

تجهیزات شوینده

deterging formula

فرمول شوینده

deterging compound

ترکیب شوینده

جملات نمونه

deterging agents are essential in cleaning products.

مواد شوینده برای محصولات شوینده ضروری هستند.

the process of deterging involves removing dirt and stains.

فرآیند شویندگی شامل از بین بردن خاک و لکه ها است.

she used a deterging solution to clean the fabric.

او از یک محلول شوینده برای تمیز کردن پارچه استفاده کرد.

deterging is important for maintaining hygiene in households.

شویندگی برای حفظ بهداشت در منازل مهم است.

many people prefer natural deterging products for their safety.

بسیاری از مردم ترجیح می دهند از محصولات شوینده طبیعی به دلیل ایمنی استفاده کنند.

effective deterging can save time and effort in cleaning.

شویندگی موثر می تواند در زمان و تلاش در هنگام تمیز کردن صرفه جویی کند.

deterging agents can vary in strength and composition.

مواد شوینده می توانند از نظر قدرت و ترکیب متفاوت باشند.

she read the label to understand the deterging properties.

او برچسب را خواند تا خواص شوینده را درک کند.

deterging products should be stored out of reach of children.

محصولات شوینده باید دور از دسترس کودکان نگهداری شوند.

investing in quality deterging supplies can improve results.

سرمایه گذاری در لوازم شوینده با کیفیت می تواند نتایج را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید