have a deuda
داشتن بدهی
pagar la deuda
پرداخت بدهی
la deuda pública
بدهی عمومی
deuda externa
بدهی خارجی
deuda pendiente
بدهی معوقه
cancelar la deuda
لغو بدهی
deuda internacional
بدهی بینالمللی
deuda histórica
بدهی تاریخی
perdonar la deuda
بخشش بدهی
deuda privada
بدهی خصوصی
the family struggled to escape their mounting debt.
خانواده برای رهایی از بدهیهای رو به رشدی خود دست و پنجه نرم کردند.
she received debt relief after years of financial hardship.
او پس از سالها سختی مالی، از رهایی از بدهی بهرهمند شد.
the government implemented new policies to address the national debt crisis.
دولت سیاستهای جدیدی را برای مقابله با بحران بدهی ملی اجرا کرد.
he worked two jobs to pay off his outstanding debt.
او برای پرداخت بدهیهای معوقهاش در دو کارگاه مشغول به کار شد.
credit card debt has become a major problem for many households.
بدهی کارت اعتباری برای بسیاری از خانوادهها به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است.
the company sought debt consolidation to simplify its finances.
شرکت به دنبال ادغام بدهی برای سادهسازی امور مالی خود بود.
developing nations often bear a heavy debt burden.
کشورهای در حال توسعه اغلب بار سنگینی از بدهی را متحمل میشوند.
they risk falling into debt if they continue spending beyond their means.
اگر به خرج کردن پول بیشتر از توان خود ادامه دهند، خطر گرفتار شدن در بدهی را دارند.
the bank agreed to write off a portion of the uncollectible debt.
بانک با بخششی از بدهی غیرقابل وصول موافقت کرد تا آن را از بین ببرد.
sovereign debt ratings were downgraded following the economic downturn.
امتیازات بدهیهای دولتی پس از رکود اقتصادی کاهش یافت.
millions of borrowers are trapped in toxic debt cycles.
میلیونها وامگیرنده در چرخههای بدهی سمی گرفتار شدهاند.
the debt ceiling debate caused significant uncertainty in financial markets.
بحث در مورد سقف بدهی باعث ایجاد عدم اطمینان قابل توجهی در بازارهای مالی شد.
have a deuda
داشتن بدهی
pagar la deuda
پرداخت بدهی
la deuda pública
بدهی عمومی
deuda externa
بدهی خارجی
deuda pendiente
بدهی معوقه
cancelar la deuda
لغو بدهی
deuda internacional
بدهی بینالمللی
deuda histórica
بدهی تاریخی
perdonar la deuda
بخشش بدهی
deuda privada
بدهی خصوصی
the family struggled to escape their mounting debt.
خانواده برای رهایی از بدهیهای رو به رشدی خود دست و پنجه نرم کردند.
she received debt relief after years of financial hardship.
او پس از سالها سختی مالی، از رهایی از بدهی بهرهمند شد.
the government implemented new policies to address the national debt crisis.
دولت سیاستهای جدیدی را برای مقابله با بحران بدهی ملی اجرا کرد.
he worked two jobs to pay off his outstanding debt.
او برای پرداخت بدهیهای معوقهاش در دو کارگاه مشغول به کار شد.
credit card debt has become a major problem for many households.
بدهی کارت اعتباری برای بسیاری از خانوادهها به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است.
the company sought debt consolidation to simplify its finances.
شرکت به دنبال ادغام بدهی برای سادهسازی امور مالی خود بود.
developing nations often bear a heavy debt burden.
کشورهای در حال توسعه اغلب بار سنگینی از بدهی را متحمل میشوند.
they risk falling into debt if they continue spending beyond their means.
اگر به خرج کردن پول بیشتر از توان خود ادامه دهند، خطر گرفتار شدن در بدهی را دارند.
the bank agreed to write off a portion of the uncollectible debt.
بانک با بخششی از بدهی غیرقابل وصول موافقت کرد تا آن را از بین ببرد.
sovereign debt ratings were downgraded following the economic downturn.
امتیازات بدهیهای دولتی پس از رکود اقتصادی کاهش یافت.
millions of borrowers are trapped in toxic debt cycles.
میلیونها وامگیرنده در چرخههای بدهی سمی گرفتار شدهاند.
the debt ceiling debate caused significant uncertainty in financial markets.
بحث در مورد سقف بدهی باعث ایجاد عدم اطمینان قابل توجهی در بازارهای مالی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید